فارغ التحصیل بیولوژی سلولی و مولکولی ازدانشکده علوم دانشگاه تهران1372

دارای مدرک درجه یک هنری از وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی دررشته هنر سرامیک1391

تجارب هنری:

طراحی وساخت آثار سرامیکی هنری،هنری کاربردی،دکوراتیو،سرامیک دیزاین

طراحی و ساخت دکوراسیون داخلی با رویکرد سرامیک

مرمت آثار سرامیکی

باز تولید آثار سرامیکی آنتیک

جوایز:

برنده مقام اول بینال چهارم سفالگران معاصر ایران

برنده مقام اول بینال پنجم سفالگران معاصر ایران

برنده مقام اول بینال هفتم سفالگران معاصر ایران

لوح افتخاربرای تحقیق بینال هشتم سفالگران معاصر ایران

در باب لعاب زرین فام

لوح افتخار از طرف فرهنگستان بینال هشتم سفالگران معاصر ایران

هنر برای ارایه بهترین آثار

لوح افتخار از طرف سازمان میراث بینال هشتم سفالگران معاصر ایران

فرهنگی بابت ارایه بهترین آثار

استاد نمونه سال از طرف سازمان صنایع دستی برای چند سال پیاپی

برنده جایزه اول ceramic designاز میلان ایتالیا

نمایشگاههای گروهی:

نمایشگاه گروهی 1391 برج میلاد تهران

به مناسبت افتتاح خانه سفال 1391 فرهنگسرای رازی تهران

دهمین دوسالانه سفالگران معاصر ایران 1390 موزه امام علی تهران

اولین نمایشگاه آثار سرامیک محیطی 1389 گالری برگ تهران

مروری بر آثار سفالگران معاصر ایران 1389 موزه امام علی تهران

نهمین بینال سفالگران معاصر ایران 1388 فرهنگسرای کومش سمنان

توانمندیهای تشکل های غیر دولتی 1387 نمایشگاه تخصصی شهرداری

تهران

هشتمین بینال سفالگران معاصر ایران 1385 فرهنگستان هنر

امارات متحده عربی 1384 مرکز تجارت ایرانیان

نمایشگاه گروهی 1383 گالری سیحون-تهران

نمایشگاه سرامیک macef 1380 میلان-ایتالیا

هفتمین بینال سفالگران معاصر ایران 1380 فرهنگسرای امام رضا مشهد

نمایشگاه گروهی 1377 فرهنگسرای شفق- تهران

ششمین بینال سفالگران معاصر ایران 1377 موزه هنرهای معاصر تهران

نمایشگاه چینی شیشه سرامیک 1376 نمایشگاه بین المللی تهران

پنجمین بینال سفالگران معاصر ایران 1375 موزه هنرهای معاصر تهران

اولین بینال مجسمه 1374 موزه هنرهای معاصر تهران

جلوه های هنر معاصر ایران 1373 موزه هنرهای معاصر تهران

چهارمین بینال سفالگران معاصر ایران 1373 موزه هنرهای معاصر تهران

نمایشگاههای انفرادی:

سازمان صنایع دستی 1378 گیلان

سازمان صنایع دستی 1377 گیلان

سازمان صنایع دستی 1376 گیلان

گالری سیحون 1374 تهران

منبع: behzadazhdari.com

چوگان

جدش میرزا لطف‌الله، از اهالی شیراز بود. این مرد اهل منبر بود، اما پدر بهزاد میرزا فضل‌الله در اصفهان به دنیا آمد و در شیراز و اصفهان قلمدان‌سازی را یاد گرفت. ۲۲ سال از ازدواج پدر و مادرش گذشته بود که حسین به دنیا آمد. او شش هفت ساله بود که پدرش درگذشت. او با مادر و یک خواهر پس از پدر به زندگی ادامه داد. چند ماهی به مدرسه (شرف مظفر) رفت. اما از آن جا که مدرسه دور بود و او به درس خواندن علاقه نداشت، مدرسه را رها کرد و شاگرد حجره قلمدان‌سازی شد. مادرش بعد از مرگ همسر اولش شوهر دیگری اختیار کرد و توجهی به حسین نداشت. روزگار او همین طور به سختی و مشقت می‌گذشت. گاهی نان خالی هم گیرش نمی‌آمد و مجبور بود گرسنه بخوابد. اما عشق به طراحی و نقاشی او را زنده نگاه می‌داشت. خودش می‌گوید: (همیشه مداد و کاغذ توی جیبم بود). گاهی نصف شب در نور مهتاب نقاشی می‌کرد.

کم‌کم کارش در حجره قلمدان‌سازی بالا گرفت. بهزاد ناگهان بیمار می‌شود. همه فکر می‌کنند که زنده نمی‌ماند. کار و شغلش رااز دست می‌دهد و ناچار به خانه مادرش می‌رود، زیرا درآمدی نداشت.

فتوح السلطنه که هنر بهزاد را می‌شناخت، او را به خانه خود برده و از بیماری نجات داد. او یک کتاب خطی (خمسه نظامی) را توسط بهزاد در مدت یک سال اقامت او در منزلش با مینیاتورهایی زیبا تصویرسازی کشید. فتوح السلطنه از بهزاد دعوت کرد بعد از تمام شدن نقاشی‌ها با او به اروپا بروند تا کتاب را آنجا بفروشند. در همین موقع از بهزاد دعوت می‌شود وارد ارتش شود، اما بعد از مدتی از ارتش بیرون می‌آید. در این مقطع از زندگی بهزاد با دختر صاحبخانه خود که عزیزه نام داشت ازدواج می‌کند. مدت ۴۹ سال باهم زندگی می‌کنند، ثمره ازدواجشان پسری به نام پرویز دارد.

بعدها بهزاد شنید که فتوح السلطنه لندن و پاریس رفته و آن کتاب خطی خمسه نظامی را به نام یک کار قدیمی به مبلغ ۸۰۰۰ لیره به یک موزه فروخته است. بعدها هم که فتوح السلطنه به ایران بازگشت بهزاد موقعیتی پیدا نکرد تا سهم خود را بگیرد، زیرا فتوح السطنه سکته کرد و درگذشت.

در این بین بهزاد برای چند نفر هم کار می‌کرد. من جمله کتاب‌های خطی صدرالممالک وزیر دربار را مصور کرد. همچنین برای موزه‌ای که پرنس ارفع الدوله در موناکو داشت چند مینیاتور تهیه کرد. سفارش‌دهندگان بیشتر کارهای بهزاد را به عنوان عتیقه در خارج کشور می‌فروختند و پول‌های گزافی می‌گرفتند. دیگر بهزاد شهرتی پیدا کرده بود. حتی بعضی‌ها کارهای او را تقلید کرده با امضای بهزاد می‌فروختند.

در سال ۱۳۱۴ (ه ش) موسیو رابینو باستان شناس فرانسوی بهزاد را با خود به فرانسه می‌برد تا در آنجا برایش کار کند. در این موقع تاجرهای کلیمی عتیقه‌فروش، دایم محرمانه به او مراجعه می‌کنند و می‌خواهند برای آنان کار کند. زیرا آنها می‌توانستند کارهای بهزاد را به عنوان کارهای قدیمی و عتیقه بفروشند. بهزاد هم گاهی برای آنان کار می‌کرد. مثلاً صفحه‌ای از یک کتاب خطی را برای یکی از آنها نقاشی کرد و آن تاجر آن را به عنوان عتیقه به مبلغ گزافی به یکی از مجموعه‌دارها فروخت.

در این زمان بهزاد به موزه لوور هم می‌رفت و روی آثار قدیمی مینیاتور ایرانی مطالعه می‌کرد. سرانجام بعد از چند سال به ایران برگشت. در ایران برای این و آن کار می‌کرد. جنگ جهانی دوم شروع شده بود و متفقین در تهران بودند و کارهای بهزاد را خوب می خریدند.

از این زمان به بعد بهزاد دیگر کم‌کم کارهای تجاری را کنار گذاشت و به خلق شاهکارهای هنری که خود دوست می‌داشت پرداخت. تابلوهای فردوسی ، فتح بابل ، ایوان مداین ، شب قدر حافظ و نفت یادگارهای این دوره از عمر او هستند.

روی تابلوی فردوسی دو سال کار کرد. دو تابلو هم برای جشن المپیاد ساخت، یکی چوگان بازی دیگری کشته شدن دیو سفید به دست رستم . آن‌ها هم برای او دیپلمی فرستادند که از طرف شاهنشاه در سال ۱۳۳۲ به بهزاد اعطا شد.

بهزاد هفده نمایشگاه در داخل و خارج کشور برگزار کرد، چندین جایزه و مدال گرفت. هنرمندان ایرانی و خارجی به علت هنر و اخلاق انسانی اش بسیار او را دوست داشتند. مرحوم ملک الشعرا بهار در مدح او شعر سرود.

او در مدت زندگی خود قریب ۴۰۰ کار هنری به وجود آورد که بعضی از مشهورترین آنها عبارت‌اند از: قحطی ، بهرام و گل اندام که به سبک مینیاتور است، خزان جوانی ، دختر رز ، کشتن رستم دیو سفید را ، خیال ، ابوعلی سینا ، شب قدر حافظ ، رودکی ، صورت شمس تبریزی و مولانا جلال الدین رومی ، ابریق مرا شکستی . فتح بابل یکی از بهترین کارهای اوست که در آن پیروزی کوروش بر بابل و آزادی بردگان نموده شده است. بهزاد دارای شهرت جهانی بود، او هنر مینیاتور را به اوج خود رساند.

شیوه مینیاتور قبل از او همان شیوه رایج مغولی بود. حتی آداب و رسوم مغول‌ها هم در آن به چشم می‌خورد؛ شکل‌ها شبیه هم و یکنواخت بود. او این شیوه را عوض کرد و شکل‌های ایرانی را وارد مینیاتور کرد.

بهزاد بسیاری از ریزه‌کاری‌های زائد مینیاتور را دور ریخت. در کارهای او حالات و روحیات اشخاص مشخص است. در کار قدما سایه وجود نداشت. او سایه را وارد مینیاتور کرد و در رنگ‌آمیزی هم ابتکار کرد. بهزاد اصولا دارای قوه ابتکار بود. در قدیم چون مینیاتور را اغلب برای کتاب‌ها می‌کشیدند، اندازه‌های آن‌ها هم کوچک بود، ولی بهزاد قطع مینیاتور را بزرگ کرد. هم‌چنین مینیاتور قدما پر از اشخاص گوناگون بود، او از عده اشخاص هم کاست. خلاصه در بین مینیاتورسازان ایرانی ، بهزاد شخصیت نوآور و ممتازی است. پس از پایان دوره صفویه مینیاتور تکراری و کم‌مایه بود. این هنر ظریف ایرانی در دوره قاجار تحت تأثیر نقاشی‌های روسی و فرنگی از مسیر خود منحرف گردیده بود. سرانجام بهزاد توانست مینیاتور را به مسیر اصلی و حقیقی خود برگرداند. او در این راه رنج‌ها کشید و شاهکارهای بزرگ آفرید.

در اردیبهشت ۱۳۳۷ خورشیدی، مجلس شورای ملی تصویب کرد که مادام العمر حقوق معینی از طرف دولت به این هنرمند بزرگ پرداخت گردد.

منبع: wikipedia.org

استاد کمال الدین بهزاد

کمال الدین بهزاد حدود سال 838 ه.ش در هرات به دنیا آمد. روایت است که در کودکی یتیم شد و میرک نقاش پرورش و نگهداری او را به عهده گرفت و بهزاد مدت درازی از تربیت و حمایت این نقاش مشهور برخوردار بود و از راهنمایی های او استفاده می کرد.

بهزاد همچنین از کتابخانه ی سلطان حسین که مدیریت آن با میرک بود بهره می گرفت و با هنرمندانی که به کتابخانه رفت و آمد داشتند، در تماس مستقیم بود. در آن زمان او مدتی زیر نظر استاد پیر سید احمد تعلیم دید. بهزاد در این هنگام، در زمینه هنر نقاشی، استعداد فوق العاده ای از خود نشان داد، به طوری که تنها در چار چوب شیوه ی قدیم محصور نماند، بلکه دست به ابتکارات جدیدی در آثارش زد.

نبوغ و استعداد او سبب شد که مورد توجه بزرگان هرات قرار بگیرد. بهزاد نخست به امیر علی شیر نوایی وزیر سلطان حسین پیوست و چندی بعد به خدمت شاه درآمد. ظاهراً استادش او را به این خدمت در آورد. امیر علی شیر و سلطان حسین به تشویق و حمایت او پرداختند و سلطان حسین او را «مانی ثانی» لقب داد. در آن حال بهزاد در اندک زمانی چنان ترقی کرد که مورد تصدیق همگان واقع شد.

بعد از آن که حکومت هنر پرور سلطان حسین، از بین رفت و هرات به دست ازبکها سقوط کرد، بهزاد هم چندی در هرات ماند، تا این که هرات به دست شاه اسماعیل صفوی سقوط کرد، بهزاد همراه شاه جوان به تبریز مهاجرت کرد و در تبریز سرپرستی گروهی از هنرمندان را که از قبل از هرات گریخته بودند، به عهده گرفت و مکتب تبریز را برای ایرانیان پایه گذاری کرد.

شاه اسماعیل برای بهزاد احترام خاصی قائل بود، به طوری که در جنگ چالدران با عثمانی، چنان نگران سلامتی بهزاد بود که دستور داد او و شاه محمود نیشابوری خوشنویس معروف شاه را در غاری امن پنهان کنند و پس از جنگ، شاه قبل از هر چیز سلامتی این دو استاد را سوال کرد.

در سال 894 ه.ش شاه اسماعیل، بهزاد را به مدیریت کتابخانه سلطنتی منصوب کرد. در این کتابخانه؛ کاتبان، نقاشان، مُذهبان، جدول کشان، حِلّ کاران، زرکوبان، لاجورد شویان و سایر کسانی که در زمینه ی هنری فعالیت می کردند به کار خود اشتغال داشتند.

بهزاد اواخر عمرش را در دربار شاه طهماسب گذراند و بیشتر اوقاتش را به اصلاح و دستکاری کار شاگردان خود پرداخت. معروفترین شاگردانش قاسم علی، آقا میرک، سلطان محمد، صادق، مولانا مظفر علی، میر مصور و ملا یوسف بودند.

آثار زیادی به نام بهزاد امضا شده است که نمی توان همگی این آثار را مربوط به او دانست.یکی از طراحی هایی که از استاد به جای مانده است تک چهره ی سلطان حسین بایقرا است. استاد بهزاد در سال 912 ه.ش در تبریز از دنیا رفت  و در همان شهر، کنار شیخ کمال خُجندی به خاک سپرده شد

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:1 توسط امیر رضا فقیهی |

منبع: blogfa.com

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :