تاريخ :

ابوعلی سینا

شیخ الرئیس حجة الحق ، شرف الملك ، امام الحكماء ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی معروف به ابن سینا سال 370  در افشه یا خُرمیثـَن متولد شد .

پدرش اهل بلخ بود و  در دوره فرمانروایی نوح بن منصور، پادشاه سامانی، كارگزار روستای خرمیثن شد. مادرش، ستاره، از مردم اَفشَنه -  روستایی نزدیك خُرمیثَن -  بود. پس از چند سال، خانواده عبدالله به بخارا رفت . ابوعلی در آنجا به آموختن زبان عربی و قرآن و ادبیات پرداخت. منطق و مقدمات ریاضی را، درخانه، نزد ابوعدالله ناتلی آموخت، اما در علوم طبیعی و پزشكی استادی نداشت و از راه خود آموزی این دانش ها را فرا گرفت. پس از اندك زمانی، در پزشكی چنان شهرت یافت كه پزشكان مشهور به شاگردی نزد او می آمدند .  وی در ده سالگی حافظ  قرآن كریم شد و نزد ابوعبدلله ناتلی منطق و هندسه و نجوم آموخت . هفده ساله بود كه برای درمان بیماری نوح بن منصور دعوت شد و او را درمان كرد. به پاداش این خدمت اجازه یافت تا در كتابخانه سلطنتی به مطالعه بپردازد . بر اثر مطالعه كتابهای كم نظیری كه در این كتابخانه بود به آگاهیهای تازه ای در زمینه پزشكی و فلسفه دست یافت.

ابن سینا دردوران كودكی و نوجوانی در خانه شاهد بحث ها و گفتگوهای پدر و برادر بزرگش در زمینه موضوعات اعتقادی، مذهبی و فلسفی بود. ابوعبید جوزجانی، یكی از شاگردان و نزدیكان او، در زندگینامه ابن سینا، از زبان او می نویسد: " پدرم به دعوت یكی از داعیان اسماعیلیه به آن مذهب گروید. برادرم نیز این مذهب را پذیرفته بود. من بیشتر وقتها به بحث هایی كه میان آنها در می گرفت گوش می دادم. آنچه آنها می گفتند درك می كردم، ولی دل من بر آن قرار نمی گرفت، هر چند كه مرا نیز به آن كیش می خواندند . شاید یكی از عواملی كه ابن سینا را به پژوهش درباره عقیده ها و اندیشه های گوناگون فلسفی و علمی علاقه مند كرد همین شیوه تربیت او در دوره خردسالی بود.

ابن سینا در بیست و دو سالگی پدرش را از دست داد. در این هنگام، بر اثر ضعف دولت سامانی ، بخارا دچار آشفتگی شده بود. ابن سینا از بخارا به خوارزم رفت. خوارزم در آن زمان مركز دانشمندان وپژوهشگران بود و امیران آن سرزمین كه از خاندان مأمونیان بودند، دانشمندان را گرامی  می داشتند. ابن سینا نیز از بزرگداشت و توجه آنها برخوردار شد و مدتی به آسایش خاطر در آنجا به كار و پژوهش پرداخت. اما خوارزم، پس از چندی ، به تصرف محمود غزنوی در آمد و دانشمندان از آنجا پراكنده شدند. بعضی از آنها به دعوت محمود به غزنه، پایتخت غزنویان، رفتند. ابن سینا كه با خشونت محمود در سیاست و مذهب مخالف بود، دعوت او را نپذیرفت و از بیم جان از خوارزم گریخت. پس از اقامت كوتاهی در چند شهر، به جرجان رفت. نوشتن كتاب " قانون " را دراین شهر آغاز كرد. یك سال بعد، از آنجا به ری و قزوین و سپس نزد شمس الدوله دیلمی، فرمانروای همدان، رفت. بیماری قولنج شمس الدوله را درمان كرد و وزارت او را پذیرفت. ابن سینا در همین دوره، كه سرگرم كارهای سیاسی و اداری بود، به نوشتن كتاب " شفا "  پرداخت. پس از مرگ شمس الدوله، جانشین او ، ابن سینا را چهار ماه زندانی كرد. ابن سینا در زندان رساله ای عرفانی، به نام " حَی بن یَقظان " ، و كتابی در پزشكی، به نام " قولنج " ، و چند رساله دیگر نوشت. پس از رهایی از زندان، چندی گوشه گیر و نیمه پنهان در خانه دوستانش زندگی كرد. سپس، پنهانی همراه شاگردش، ابوعبید جوزجانی، و برادر خود به اصفهان رفت. دراصفهان با استقبال علاءالدوله كاكویه، فرمانروای اصفهان، رو به رو شد و چهارده سال دراین شهر در آرامش زندگی كرد. دراین سال ها كتاب های ناتمام خود را به پایان رساند و كتاب های تازه ای در زمینه فلسفه، ریاضی و موسیقی نوشت . در حمله مسعود غزنوی به اصفهان، برای برانداختن فرمانروایی علاءالدوله، خانه ابوعلی  تاراج شد و بعضی از نوشته های او از میان رفت. اما ابن سینا تا پایان عمر در دستگاه علاءالدوله باقی ماند و سرانجام در سال 428 سفری كه با علاءالدوله به همدان می رفت، در راه بیمار شد و در پنجاه و هشت سالگی در گذشت و آرامگاه وی در همان جا برپا گردید  .

زندگینامه ابن سینا، نوشته ابوعبید جوزجانی، دردست است. بخشی از این زندگینامه از زبان ابوعلی سینا بازگو شده است و بخشی از آن خاطرات جوزجانی درباره اوست.

ابن سینا نخستین فیلسوف در ایران و جهان اسلام است كه كتابهای منظم و كاملی درباره فلسفه نوشته است. دو فیلسوف بزرگ یونانی، ارسطو و فلوطین، و فارابی، فیلسوف بزرگ ایرانی، در شكل دادن به فلسفه ابن سینا تاثیر بسیار داشته اند ابن سینا، بیش از همه، از فلسفه ارسطو بهره گرفته است ؛ او اندیشه های فلسفی ارسطو و پیروان این فیلسوف یونانی را در كتاب " شفا "  گرد آورد. ارسطو معتقد بود كه به یاری عقل و استدلال می توان به حقیقت دست یافت. ابن سینا نیز در فلسفه خود از همین روش پیروی كرد. با این همه، او در فلسفه دیدگاهی نو داشت كه تا اندازه ای با فلسفه ارسطو متفاوت بود. ابن سینا فیلسوفی بود دارای استقلال فكر. تأثیر اندیشه های فلسفی یونان در او چنان نبود كه او را بازگو كننده ساده این عقیده ها بشناسیم. ابن سینا به الهیات اسلامی توجه داشت و كوشش كرد تا اندیشه های اسلامی را در فلسفه خود وارد كند. در ان زمان، ابن سینا، درباره پیدایش جهان، با دو اندیشه فلسفی و دینی روبه رو بود: یكی آن كه جهان ، آغاز زمانی ندارد، دیگر آن كه جهان سرآغازی داشته است و خداوند در زمان معینی آن را از نیستی به هستی آورده است. ابن سینا در برابر این دو عقیده ، اندیشه ای نو بیان داشت. او گفت كه جهان درآغاز از وجود خداوند صادر شده است. اوگفت كه نمی توان تصور كرد كه آفرینش جهان از لحاظ زمانی با خداوند فاصله داشته باشد. با این همه، گروهی او را به سبب بیان این عقیده" كافر" خواندند.

آثار بزرگ فلسفی ابن سینا كتاب های " شفا " ، " نجات " ، " دانشنامه علایی " ، و " اشارات "  است، ولی در میان آنها كتاب " شفا "  بیش از همه شهرت یافته است. این كتاب دارای چهار بخش ( منطق، طبیعیات، ریاضیات، والهیات ) است و تأثیری فراوان در فكر فیلسوفان ایران و جهان اسلام داشته است. ترجمه شفا به زبان لاتینی نیز در اندیشه گروهی از فیلسوفان اروپا دارای اثری عمیق بر جای گذاشته است .

ابن سینا، در پایان زندگی، به تالیف كتابهایی پرداخت كه نشانه دست یافتن او به اندیشه ای نو در فلسفه بوده است. یكی از این كتابها " حكمة المشرقیه "  است. از این كتاب تنها دیباچه و بخش منطق آن در دست است و بخش اصلی، كه شامل تفسیر این فلسفه بود، از میان رفته است.

زندگی ناآرام، كارهای سیاسی و توجه اساسی به فلسفه سبب شد كه ابن سینا كمتر به درمان بیماران و كار عملی در پزشكی بپردازد. با این همه، در كتاب " قانون " ، هنگام بحث درباره یك بیماری یا به كار بردن دارو، از تجربه های شخصی خود نمونه های فراوان آورده است. او اكتشافها و روشهایی نو در دانش پزشكی داشته است كه در این كتاب و دیگر رساله های پزشكی او باقی است. ابن سینا برای برخی از بیماریهای جسمانی علتهای روانی یافت و با روشی نو به درمان آنها پرداخت.

كتاب " قانون "  جوهر همه دانش پزشكی تا زمان ابن سیناست . در این كتاب درباره تشریح اعضای بدن انسان، جراحتها پس از عمل جراحی، و نیز درباره طبقه بندی داروها و شیوه استفاده از آنها به تفصیل سخن به میان آمده است. قانون یكی از پر ارزشترین كتاب های پزشكی جهان بوده است. ترجمه این كتاب به زبان های اروپایی مدت شش قرن كتاب درسی رشته پزشكی دانشگاههای اروپا بود. " قانون "  از نخستین كتابهایی است كه پس از اختراع چاپ در اروپا انتشار یافت  ابن سینا دراروپا به آویكنا و آویسنا شهرت داشته است.

ابن سینا درعلوم طبیعی، فیزیك، شیمی، ستاره شناسی، ریاضیات و موسیقی نیز استاد بود. او علوم طبیعی و ریاضی را جزئی از فلسفه ی دانست. براساس اندیشه های فلسفی خود، حركت، نیرو، خلاء، نور و حرارت را توضیح داد. در گفتگوی مشهورش با ابوریحان بیرونی ، وجود خلاء، و تبدیل فلزها به یكدیگر را غیر ممكن دانست.

رساله های مهم او درباره علوم طبیعی و ریاضی ، همراه با رساله های او در منطق و الهیات، دركتاب " شفا " آمده است. ابن سینا پاره ای از ابزارها و شیوه های رصد كردن را اصلاح كرد و خود به رصد كردن ستارگان پرداخت. او در بخش ریاضیات كتاب " شفا "  و آثار دیگر خود، به طور دقیق و مفصل، درباره موسیقی بحث كرده است . همچنین ابن سینا نظریه های علمی فارابی را درباره موسیقی كامل كرد.

ابن سینا نخستین دانشمندی است كه در ایران پس از اسلام به آموزش و پرورش كودكان توجه داشت. او در كتاب قانون و شفا و رساله تدابیرالمنازل در این باره سخن گفته و یاد آور شده است كه در تربیت كودكان توجه به ایمان، اخلاق، تندرستی، سواد ، هنر و پیشه ، بسیار ضروری است.

یكی از استعدادهای شگرف دیگر ابن سینا ، استادی او در فن نویسندگی بود. نوشته های او را بیش از 130 كتاب و رساله دانسته اند كه نام بیشتر آنها را شاگردش، ابوعبید جوزجانی ، در زندگینامه او آورده است. بیشتر آثار مهم ابوعلی سینا، به زبان فارسی نوشته شده است كه مهمتر از همه  ، " دانشنامه علایی "  است.

" دانشنامه علایی " نخستین كتاب فلسفی به زبان فارسی و دارای پنج بخش است: منطق، طبیعیات، هیئت، موسیقی، و الهیات. او ، در این كتاب، برای بعضی از اصطلاح های علمی و فلسفی، كه در آن زمان به زبان عربی بود، برابرهای فارسی آورده است، مانند چیزی به جای كمیت، چه چیزی به جای ماهیت، گویا به جای ناطق، پهلو به جای ضلع، و سه سو به جای مثلث، ابن سینا به نوشتن همه كتاب توفیق نیافت. پس از مرگ او، ابوعبید جوزجانی بخش هیئت و موسیقی را از روی نوشته های عربی او به فارسی برگرداند و كتاب را بر اساس طرح ابوعلی سینا به پایان رساند . از نوشته های دیگر او به زبان فارسی ، رساله نَبضِیّه یا رساله رگ شناسی است.

ابن سینا شعر نیز می سرود. او به جز قصیده هایش ، كه دارای مایه های فلسفی و عرفانی هستند، دو منظومه درباره منطق و پزشكی سروده است. منظومه پزشكی او بسیار شهرت یافت و از قرن سیزدهم تا هفدهم میلادی چند بار به زبان لاتینی ترجمه شد.

ابن سینا نه تنها در زمان خود، بلكه دردوره های بعد نیز در میان مردم شهرت بسیار داشته است. به همین سبب داستان ها و افسانه های بسیاری درباره كودكی، كار و هوشمندی او به وجود آمده است. در برخی ازاین افسانه ها او حكیمی است كه زندگی می بخشد، خردمندی است كه همه چیز می داند، و هوشمندی است كه از رازهای پنهان باخبراست.

نمونه ای از نوشته های فارسی ابوعلی سینا

"... باید مَر خادمان مجلس وی را كتابی تصنیف كنم به پارسی دری كه اندر وی اصل ها و نكته های پنج علم از علمای حكمت پیشینگان گردآورم، به غایت مختصری: یكی علم منطق كه وی علم ترازوست، و دوم علم طبیعیات كه علم آن چیزهاست كه به حس بشاید دید و اندر جنبش و گردشند، و سوم علم هیئت و نهادعالم و حال و صورت و جنبش آسمانها و ستارگان ، چنانكه باز نموده اند...، چهارم علم موسیقی و باز نمودن سبب ساز و ناسازی آوازها ونهادن لحنها، و پنجم علم آنچه بیرون از طبیعت است..."

كوتاه شده از مقدمه كتاب دانشنامه علایی

1

منبع: tebyan.net

�ابوعلي سينا�

پژوهشگری بر فراز سده‌ها

�ابن‌سینا� حکیم و دانشمند ایرانی است که روش تأثیر گذار او بر تفکر علمی و برخورد اندیشمندانه‌اش با عناصر خرافی و ارتجاع دینی عمده‌ترین سهم او بر میراث فکری و فرهنگ بشری نسل‌های پس از خود چه در غرب و چه در شرق است.

�ابوعلی عبدالله‌بن‌حسین سینا� معروف به �ابن سینا� از سال 980 تا 1307 میلادی (370 تا 428 هجری قمری) زیسته‌است. او در �افشنه� نزدیک روستای �خُرمَیثَن� به دنیا آمد. این روستا  در نزدیکی �بخارا� در �ازبکستان� امروز قرار دارد که در آن زمان بخشی از قلمرو سامانیان بوده‌است. بنا بر پژوهش‌های انجام شده، مادر �ابوعلی سینا�، �ستاره� اهل �افشنه� بوده و پدر او نیز ایرانی و زادگاهش �بلخ� بوده‌است.

پدر �ابوعلی سینا� از باورمندان عمیق مذهب اسماعیلی بود که به هنگام جوانی عزم �بخارا� کرد و در آنجا به‌عنوان مأمور دریافت مالیات در دربار �امیر نوح‌بن سامانی� به کار مشغول شد. پس از مدتی امیر، او را به �افشنه� فرستاد و در آنجا بود که او با �ستاره� ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دو پسر بود که �ابوعلی�، پسر بزرگتر آن‌هاست. این خانواده زمانی که �ابوعلی� پنج ساله بود به �بخارا� مهاجرت کردند.

در مورد استعداد و هوش �ابوعلی سینا� بسیار گفته‌اند از جمله این‌که در سن هفت‌سالگی، قرآن را از حفظ می‌خواند و در ده‌سالگی از یک شخص بقال، ریاضیات و فقه اسلامی و شیوه‌ی مباحثات مذهبی را آموخت. زمانی که دانش آن بقال دیگر جوابگوی خواست‌های او نبود، �ابوعبدالله ناتلی� که فیلسوف برجسته‌ای بود، آموزش او را به عهده گرفت.

�ابوعلی� جوان، نزد �ناتلی�، منطق، هندسه‌ی اقلیدس و المجسطی را فراگرفت و پس از آن، علوم طبیعی را بدون کمک معلم و استاد آموخت. از آموختن این علوم که فارغ شد، تصمیم به آموختن طب گرفت.  او بیشتر کتاب‌های آن زمان را از جمله کتاب‌های �حنین� و �زکریای رازی� را بارها و بارها خواند و بر این دانش نیز احاطه یافت. چیرگی او بر دانش پزشکی آن زمان تا آن جا بود که در سن شانزده‌سالگی، �امیرنوح سامانی� را معالجه کرد و به پاس آن اجازه یافت که از کتابخانه‌ی سلطنتی  امیر که دارای مجموعه‌ای غنی از کتاب‌های نفیس بود راه یابد و به مطالعه بپردازد. مطالعه‌ی چنان کتاب‌هایی برای �ابن سینا� بسیار مغتنم بود چنان‌که او بیشتر وقت خود را در آنجا می‌گذراند.

�ابوعلی� در شرح حالی كه خود نگاشته است درباره منابع آن كتابخانه می‌گوید: � هر کتابی را كه نیاز داشتم در آن جا پیدا کردم. گذشته از آن، در آن کتابخانه، كتاب هایی یافتم كه نام آنها به گوش بسیاری از مردم نرسیده بود و من نیز پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم . من توانستم آن كتاب ها را بخوانم و از آنها بهره ببرم و چون به سن هجده سالگی رسیدم ، از همه این دانش‌ها فارغ آمدم .�

اما این کتابخانه در سال 1000 میلادی دچار حریق شد و در آتش سوخت. دردناک‌تر آن که او از جانب افراد مخالف، به آتش‌زدن کتابخانه متهم شد. هم‌زمان کشمکش‌های گوناگونی در اطراف �بخارا� هر روز در حال شکل گرفتن بود. در این کشاکش‌ها، افرادی که �ابن سینا� را اسماعیلی می‌دانستند، به مخالفت و کارشکنی علیه او برخاستند.

�ابوعلی سینا� چندی بعد در سال 1000 میلادی، پس از درگذشت پدر خویش، به جای او، به عنوان  پیشوای مذهب اسماعیلی به انجام وظیفه پرداخت. این کار، بسیاری را علیه او برانگیخت. علاوه بر این،  عوامل گوناگون دیگری از جمله آشفتگی اوضاع سیاسی �بخارا�، او را واداشت که در سن بیست و یک سالگی، به �گرگانج� پایتخت امراء مأمونیه‌ی خوارزم، نقل مکان کند.

در �گرگانج�، شهری در کنار رود سیحون، او با استقبال گرم �ابوالحسن محمد سهیلی� روبه‌روشد. �ابوالحسن سهیلی� خود از بزرگان و فضلای عصر بود که وزارت �امیرعلی�  را نیز عهده‌دار بود. چندی در آن دیار به سر برد و در آرامشی که به دست آورد، توانست برخی از آثار و کتاب‌های خود را تألیف کند. پس از آن در نتیجه‌ی نفوذ �محمودبن سبکتکین� در خوارزم و تعصب و تنگ نظری سلطان محمود، مجبور شد  به همراهی �ابوسهل مسیحی� پیش از سال 403 ، � گرگانج � را از راه بیابان‌های �خوارزم� ترک کند و از راه �نسا�، �ابیورد�، �توس�، �سمنان�، �شقاق� و �جاجرم� به �گرگان� برود.

مسیر سفرهای ابوعلی‌سینا

هدف �ابن سینا� از قبول و تحمل رنج سفر آن بود که به دربار �شمس‌المعالی قابوس وُشمگیر� برسد که شنیده بود حرمت دانشمندان و اهل ادب را می‌شناسد. اما در این میان خبر رسید که او را به قتل رسانده‌اند. از این رو،

�ابن سینا�، به سوی گرگان رهسپار شد. در آنجا نیز آرامشی به کف آورد و توانست به نوشتن کتاب �قانون�، �رساله‌ی سرگذشت�، �‌المبدأ و المعاد�، �ارصادالکلیة� و �خلاصة‌المجسطی� بپردازد.

او زمانی بعد به �همدان� رفت. در این شهر مدت نه سال ماندگار شد و وزارت �شمس‌الدوله ابوطاهرشاه خسرو دیلمی� را پذیرفت. در زمان وزارت او بود که سپاهیان �شمس‌الدوله� علیه او طغیان کردند و برکناری او را از این شغل خواستار شدند. �ابوعلی� نیز مجبور شد که خود را از این آشفتگی و خطر دورسازد.

او به مدت چهل روز در خانه‌ی �ابوسعیدبن خدوک� پنهان شد و پس از آن بار دیگر به وزارت �شمس‌الدوله� منصوب گردید. البته پرداختن به امر وزارت، او را از کار نوشتن باز نداشت. در همان زمان بود که به تألیف کتاب �الشفا� پرداخت و از تدریس نیز غافل نگردید. چندی بعد �شمس‌الدوله� درگذشت و پسر او �سماء‌الدوله� به سلطنت رسید که از �ابوعلی� خواست وزارت او را نیز بر عهده گیرد. اما �ابوعلی سینا� نپذیرفت و ترجیح داد تا با فراغت بیشتر به نوشتن آثار خود در زمینه‌های گوناگون بپردازد.

نپذیرفتن شغل وزارت �سماءالدوله� بهانه‌ای شد تا به جرم مکاتبه با �علاء‌الدوله کاکویه�، او را در قلعه‌ی �فردجان� واقع در ناحیه‌ی �فراهان� کنونی به مدت چهار ماه زندانی سازند. او در مدت بازداشت و اسارت خود در این نقطه، به نوشتن آثار دیگری چون �کتاب‌الهدایت�، ترجمه و شرح�رساله‌ی حی‌بن‌یقظان�، کتاب �القولنج� و �تدبیرالمنازل� پرداخت.

�ابوعلی سینا� پس از رهایی از زندان، ، درجامه‌ی صوفیان، از همدان گریخت و به اصفهان نزد �علاء‌الدوله کاکویه� رفت. نزد او، با حرمت پذیرفته شد. این پادشاه، از �ابن سینا� خواست که او را در سفر و حضر و جنگ و صلح همراهی‌ کند. در یکی از همین سفرها بود که �ابوعلی� به گردآوری جدول‌های نجومی جدیدی پرداخت.

�ابن‌سینا� مدت پانزده سال نیز در اصفهان زندگی کرد. �علاء‌الدوله� همواره او را گرامی می‌داشت و توانائیش را ارج می‌نهاد. این پادشاه، جلساتی ترتیب می‌داد که در آن مردان مشهور علم و فلسفه در باره‌ی موضوعات مورد علاقه‌شان به بحث می‌پرداختند. �ابن سینا� در دستگاه حکومتی اصفهان هیچگونه مقام رسمی نداشت و وارد سیاست نیز نشد. او تقریباً تمام وقت خود را به نوشتن ‌گذراند. کتاب �شفا� و �قانون� را به اتمام رسانید و به نوشتن شرحی بر �المجسطی� افلاطون پرداخت و نخستین کتاب خود را به زبان فارسی در باره‌ی فلسفه تألیف کرد. این دوران، در حقیقت بهترین دوران زندگی �ابوعلی سینا� بوده است. او به زبان عربی تسلط فراوان داشت.

کتاب قانون

�حمید حمید� در مقاله‌ای که در فصلنامه‌ی �ایرانشناسی� با عنوان �ابن‌سینا فرزانه ای متعلق به فرهنگ انسانی� می‌نویسد:

�ابن‌سینا که عمده‌ترین سهم خویش را در عرصه‌ی علم، فلسفه و تفکر عقلی تحت چنان شرایط مسلطی ایفا کرد، بر تفکر علمی و فلسفی نسل‌های پس از خود چه در شرق و چه در غرب نفوذ عمیقی برجای نهاد. نیازی به بیان تشریحی این حقیقت نمی‌بینم که �توماس آگوئیناس Thomas Aguinas� آن‌چنان از ابن‌سینا تأثیر گرفته‌است که تنها در قسمت اول از کتاب خود به‌نام �جامع الهیات� بیشتر از دویست و پنجاه بار برای تأیید مطلب خود از ابن‌سینا نقل قول می‌کند.

فورلانی Furlani تأثیر �ابن‌سینا� را در نخستین مهره‌ی فلسفه‌ی نوین یعنی در دکارت بازمی‌یابد و �ترویلو� به دنبال فلسفه‌ی ابن‌سینا در نزد �الکساندر دوهالس Alexander de Hales�، �بونا ونتوره Bonaventura�، �روژر بیکن Roger Bacon� و �دونس اسکات Dunas Scotus� می‌رود و رستاخیزی آن را در مکتب‌های پادوا و بولونیا و در پیه‌ترو پومپوناتزی در رنسانس می‌یابد.

فیلسوف معاصر آلمان �ارنست بلوخ Ernest Bloch� تأثیر �ابن‌سینا� را در �داوید دو دینان David de Dinant� ، �پیترو دابانو Pietro d’Abano �، �جئوردانو برونو Giordano Bruno� و �اسپینوزا Spinoza� باز می‌یابد.

میراثی با وسعت تأثیری چنین عظیم، خود از آبشخور فرهنگ گسترده‌ای سیراب شده بود. واقعیت این که �ابن‌سینا� در کار عمیق و بسیار متنوع خود، از یک‌سو بر سنن علمی و فرهنگی یونان ناظر بود و از سوی دیگر بر سنن علمی ـ فلسفی و فرهنگی ملل شرق به‌ویژه ایران زرتشتی و هند و دیگر کشورهای منطقه نظر داشت.�

در جایی دیگر در همین مقاله، �حمید حمید� بر تأثیر فرهنگ شرق و غرب بر تفکرات �ابن‌سینا� نیز باز هم تاکید می‌کند:

� در ارتباط با دستاوردهای فلسفی و علمی متفکران ایرانی و آثار آنان باید از یاد نبرد که در آستانه‌ی روئیدن تفکر مستقل فلسفی در میان فرزانگان مسلمان ایرانی، آثار افلاطون، ارسطو، ارشمیدس و جالینوس به نحو وسیعی در سراسر منطقه‌ی اسلامی، از آسیای مرکزی و ایران تا شمال آفریقا انتشار یافته بود. همزمان با انتشار ترجمه‌ی نوشته‌های سریانی و یونانی، جذب و دریافت متون مربوط به علوم طبیعی، ادبیات فلسفی و اخلاقی و کلامی هند و ایران نیز عمل گردید و به‌خصوص تأثیر آرمانی فرهنگ ایرانی قبل از اسلام، زرتشتیگری، آیین مهر، زروانیسم ، مانویت و جز اینها چه مستقیم و چه غیر مستقیم در تمامی سیر تحول فلسفه، کلام و عرفان قرون وسطی محسوس بود.�

در پیوند با مطلب �ابوعلی سینا�:

منبع: kalam.se

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :