زندگی نامه ابوریحان بیرونی

این مرد بزرگ و دانشمند در بامداد پنج‌شنبه سوم ذی‌الحجه سال 362 ه.ق مطابق مهر روز 16 شهریور ماه 342 یزدگردی و 972 م. در بیرون یعنی حوالی خوارزم دیده به جهان گشود و با تولد او (در شهر بیرون كه امروزه یكی از شهرهای كوچك ازبكستان كنونی است و در شمال شرقی اورگنج و در سمت راست رود جیحون قرار دارد) ایران یكی دیگر از بزرگترین مفاخر جهان را به خود دید.. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد.

پایگاه اینترنتی پارسیفا : در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمع‌آوری کرد.

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

بوریحان شخصیتی كم‌نظیر و ماندگار است كه جهان از قرن 19 به بعد او را شناخت. ابوریحان مردی است كه به اكثر علوم زمان خود احاطه داشته است. او از اولین كسانی است كه به پیداكردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت ورزید و آن‌چنان وزن مخصوص این اجسام را دقیق محاسبه كرده كه اختلاف آنها با وزن مخصوصهایی كه دانشمندان قرون اخیر با توجه به تمام وسایل جدید خود تهیه كرده‌اند بسیار ناچیز است. ابوریحان در طول عمر خود به شهرهای مختلفی سفر می‌كرد و به اندازه‌گیری طول و عرض جغرافیایی آن شهرها می‌پرداخت و سپس موقعیت هر شهر را روی یك كره مشخص می‌‌كرد و پس از سالها توانست آن نقاط را روی یك نقشه مسطح پیاده كند و این مقدمه علم كارتوگرافی بود كه این‌كار با ابوریحان شروع شد.

بیرونی تقریبا به تمام علوم زمان خود مسلط بود و همین طور در تمام شاخه‌های ریاضیات آن زمان دستی داشت. وی در جبر ، مثلثات ،‌ هندسه و نگاشت گنج‌نگاشتی ، مجموع سری‌ها ، آنالیز تركیبی ، روش‌های حل معادلات جبری ، مسایل حل‌ناپذیر ریاضی مانند تثلیث زاویه ، قضیه سینوس ها در صفحه ، عددهای گنگ ،‌ مقاطع مخروطی و ... پژوهش‌های فراوان داشت و آثار بزرگی از خود به جا گذاشت.

ابوریحان در طول 72 سال زندگی خود حدود 143 كتاب نوشت (كه از مهمترین كتابهای وی می‌توان به التفهیم، آثارالباقیه، قانون مسعودی، و تحقیق ماللهند و … اشاره كرد) این تعداد، اوراق نوشته شده به وسیله او را به 12 هزار برگ می رساند.

بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ‌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است.

زمانی كه در اروپای غربی، جهل قرون وسطایی حكومت می‌كرد و اثری از علم در هیج جای دنیا به‌چشم نمی‌خورد، جز سوسوهایی از علم در هند و چین، دانشمندانی بنام در ایران درخشیدند كه از آن میان، ابوریحان بیرونی شاخص است. ابوریحان یكی از شخصیتهایی است كه به‌عقیده دكتر شهریاری هنوز به‌درستی شناخته نشده است. ابوریحان در همه زمینه‌ها كار كرده است. ابوریحان اولین كسی بود كه به كرویت زمین اعتقاد داشت. اولین كسی بود كه جز به تجربه هیچ چیز را قبول نداشت. فرانسیس بیكن را كه سرچشمه تجربه می‌دانند، قرنها پس از او مسئله تجربه را مطرح كرد.

از كتابهای اوست «الجماهیر». ابوریحان در این كتاب شرح می‌دهد كه جز با تجربه و مشاهده نباید و نمی‌تواند چیزی را بپذیرد.

ابوریحان عاشق ایران بود. داستانی درباره او نقل است كه وقتی محمود غزنوی بنا بود به ایران لشكر بكشد، مأموران خلیفه نزد او در خوارزم آمدند و پیام دعوت خلیفه را به بغداد به او رساندند. ابوریحان نپذیرفت و گفت: «من در ایران می‌مانم، ولو در بند محمود غزنوی باشم و به بغداد نمی‌آیم.»

مشهور است وقتی ابوریحان در بستر مرگ بوده، مسئله‌ای از كسی می‌پرسد. او می‌گوید: «حالا چه وقت پرسیدن است؟» ابوریحان می‌گوید: «بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم.» آن شخص می‌گوید: «وقتی از خانه ابوریحان بیرون آمدم، هنوز یك كوچه بیشتر نرفته بودم كه صدای شیون بلند شد.»

ابوریحان بیرونی به‌دستور محمود غزنوی به هند رفت. محمود غزنوی به‌دنبال قتل و غارتش بود اما ابوریحان به محفل علمای هند رفت. رهاورد این سفر كتابی شد به‌نام «كتاب‌الهند» شامل تمام گذشته هند، و اگر این كتاب نبود، حتی خود هندیان هم از سابقه هند هیچ اطلاعی نداشتند. این كتاب حاوی مباحث مردم‌شناسی فراوانی هم هست. اما متاسفانه به فارسی ترجمه نشده است. ابوریحان وقتی در هند بود، زبان سنسكریت را آموخت و بسیاری از كتابهای عربی و نیز كتابهای خودش را به سنسكریت ترجمه كرد. چند كتاب هم از سنسكریت به عربی ترجمه كرد. او چنان عاشق ایران بود كه كتابهایی به زبان فارسی نوشت و این مسئله در آن دوره كه بیشتر كتابها به زبان عربی نوشته می‌شد، عجیب بود. «التفهیم» را ابوریحان اول به فارسی نوشت و بعد به عربی برگرداند.

دكتر پرویز شهریاری در پایان توضیحات خود درمورد ابوریحان می‌گوید: «همزمان با ابوریحان دانشمندانی مثل پورسینا، كوشیار گیلانی و خجندی هم بودند كه همه در ریاضیات و اخترشناسی سرآمد بودند اما از آن میان، ابوریحان مشهورتر است. در آن دوره 600 ساله كه دوران علم ایرانی است، دانشمندان مختلفی داشتیم كه در همه جای دنیا درخشیدند و هیچكس نمی‌توانست با آنها برابری كند اما اگر به تاریخ تمدن ویل دورانت كه در حدود 18 جلد نوشته شده، مراجعه كنید، سهم ایران در تمدن جهان فقط حدود 10 صفحه است. ما باید برای شناساندن تمدن خود بیشتر كار كنیم و حداقل كتابهای دانشمندان خود را به فارسی ترجمه كنیم.»

در برخی تقویمها، امروز 13 شهریور را روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی نوشته‌اند اما طبق محاسبات زنده‌یاد احمد بیرشك كه پژوهشهای زیادی بر گاهشماری انجام داده بود، روز تولد ابوریحان بیرونی مصادف می‌شود با 19 شهریور. ابوریحان بیرونی در سوم ذی‌حجه 362 قمری به‌دنیا آمد كه بنابر محاسبات استاد بیرشك مطابق می‌شود با روز پنجشنبه 19 شهریور 352 خورشیدی.

ابوریحان در طول عمر خود با قناعت زندگی می‌كرد و به تجملات و ظواهر دنیا اهمیتی نمی‌داد و زمانی كه در غروب شب جمعه دوم رجب 440 ه.ق برابر با 1048 م. در غزنه چشم از جهان فروبست، ثروت زیادی را برای خانواده‌اش باقی نگذاشت و ثروت خانواده‌اش همان نام نیك ابوریحان بود كه همیشه برای آنها جاودان ماند.

دانشنامه علوم چاپ مسکو ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده اند. بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقا محاسبه و تعریف کرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل سال 1019 میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه گرفتگی سپتامبر همین سال را در در غزنه به زیر مطالعه برد.

ادوارد ساخائو درباره زبان‌ داني و لغت‌شناسي او مي ‌گويد: تاليفات ابوريحان به دو زبان است، عربي و پارسي، و از مطالعه كتب او معلوم مي‌شود كه ابوريحان زبان سانسكريت و زبان عربي و سرياني را مي‌دانسته است. و ادوارد براون از قول ساخائو مي افزايد: كه اگر در دوران ما كسي بخواهد با استفاده از ادبيات و علوم جديد زبان سانسكريت و فرهنگ هنر را مورد مطالعه قرار دهد بايد سالها بكوشد تا بتواند چون ابوريحان بيروني با دقت و تعمق كامل به ماهيت تمدن باستاني هند پي ببرد و حق مطلب را ادا كند.

و عبدالحميد دجيلي درباره بيروني چنين مي‌گويد: اگرچه ابوريحان معمولا آثار خود را به عربي و سانسكريت مي‌نوشت، اما از لحاظ فارسي داراي تسلط كامل بود تا آنجا كه كتاب التفهيم وي كه به دو زبان پارسي و تازي نوشته شده است هم‌اكنون به عنوان يك مرجع لغت فارسي مورد توجه دانشمندان و ادباي فارسي است و مي‌افزايد هنگامي كه ايشان از بابت تسلط ابوريحان بر فلسفه، تاريخ، طب، و هندسه آگاه مي‌شود و از آن سخن مي‌گويد نمي‌تواند بپذيرد كه وي اديبي ممتاز نيز بشمار مي ‌آمده است. صاحب اعيان‌الشيعه در مورد او مي‌گويد: كه محاسباتش در علوم رياضي آنچنان دقيق بود كه با اندازه‌گيريهاي زمان ما هيچ‌گونه اختلافي نشان نمي‌دهد و عنوان مي‌كند كه برتري بيروني بر ديگران آن است كه نوشته‌هاي خود را با خطوط و اشكال همراه مي‌كرده است تا خواننده كتاب، افكار او را نه تنها از طريق نظري بلكه از راه عملي آن بخوبي دريابد و فرا گيرد.

نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.

داستانهایی از ابوریحان بیرونی

پیرمرد باز هم به گذشته اندیشید. سلطان ظالم عصر غزنوی. سلطان محمود. خاطره ای به یاد آورد...

... قصر سرسبز سلطان محمود از طراوت بهار جلا یافته بود. سر سبزی باغ، سلطان را سر شوق آورده بود و او را به سوی خود می خواند. تصمیم گرفت که به داخل باغ برود. ناگهان منصرف شد و تصمیمی گرفت. به چهار در خروجی عمارت نظری افکند. سپس رو به ابوریحان کرد و گفت: ای حکیم دانشمند که در علم و حکمت یکه تازی. اندیشه و استشاره کن و بگو ما از کدامین یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت. آنگاه روی کاغذی بنویس و در زیر تخت من قرار بده.

ابوریحان در چهره سلطان نگریست. خنده شومی گوشه لب سلطان بود. بیرونی اسطرلاب خواست. ارتفاع گرفت و محاسبه کرد. چندی که تعقل کرد روی کاغذ چیزی نوشت و در زیر تخت سلطان قرار داد.

محمود به یکباره بر خواست و دستور داد تا با بیل و تیشه بر دیوار عمارت شکافی بازکنند و از باغ خارج شد. آنگاه گفت: کاغذ را بیاورید. سلطان محمود کاغذ را خواند. بیرونی این طور پیش بینی کرده بود: (( از این چهار در از هیچ یک بیرون نشود، بر دیوار مشرق دری بکنند و از آن در بیرون شود!))

سلطان محمود برآشفت. از خشم تیره شد و فریاد کشید. آنگاه دستور داد تا ابوریحان را از بالای عمارت باغ به پایین پرتاب کنند. واجه حسن به فراست دریافت که شفاعت کردن در آن لحظه موثر نخواهد بود. بنابراین دستور داد تا در پایین عمارت دام نرمی قرار دهند. ابوریحان به پایین پرتاب شد و به لطف نرمی دام، از مرگ گریخت.

سلطان پس از چند روز از کشتن ابوریحان پشیمان شد. خواجه حسن میمندی شرح حال رفته را بازگفت. بار دیگر ابوریحان در نزد سلطان محمود حاضر شد. این بار بر چهره سلطان شادی نشسته بود و بر چهره ابوریحان بی تفاوتی. محمود گفت: ای ابوریحان! آیا از این که قرار بود از بام عمارت به پایین بیفتی و جان به در ببری نیز خبر داشتی؟

ابوریحان گفت: آری ای امیر.

سلطان محمود دلیل خواست. ابوریحان باز گفت: تقویم روزانه ام گواه است. و تقویم را به محمود نشان داد. سلطان در احکام آن روز ابوریحان این گونه خواند: (( مرا از جای بلندی بیندازند، ولیکن به سلامت بزمین آیم و تندرست برخیزم!))

سلطان محمود باز دیگر خشمگین شد و دستور داد تا ابوریحان را به زندان بیاندازند. ابوریحان شش ماه در حبس بود و بار دیگر به وساطت خواجه حسن میمندی آزاد شد...

پیرمرد روزهای زندان ِ سلطان محمود را به یاد آورد. چه سالهای سختی را پشت سر گذاشته بود. سالهایی که حق بازگشت به موطن خویش، خوارزم را نداشت.

ابوریحان در سال 418 هجری قمری زمانسنج ویژه ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی در دربار سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد. ابوریحان بیرونی به واسطه سفرهای پیاپی اش به هند در ملازمت سلطان محمود، زبان سانسکریت را آموخت و در باره هندوان دانش های بسیاری کسب کرد و سرانجام در سال 424 هجری قمری، شاهکاری به نام تحقیق ماللهند را تالیف نمود.

... پیرمرد به یاد عالمان هم عصر خویش افتاد. ابن هیثم بصری را به یاد آورد که با او در هندسه بحث کرده بود. سپس به یاد ابن سینا افتاد و مناظره معروفش با شیخ الرئیس را به یاد آورد. ابوریحان از فلسفه یونانی و ارسطویی پرسیده بود و ابن سینا پاسخ گفته بود. صحبت آن دو به سکون ارض و میل اجسام به مرکز زمین و امتناع خلاء و ابطال جزء لایتجزی و تناهی ابعاد و ... هم کشیده بود و به اعتراض ابوریحان بر پاسخ های ابن سینا انجامیده بود. پیرمرد، حالا که به گفتگوهایش با ابن سینا فکر می کرد، افسوس لحظات گذشته را می خورد... این قافله عمر عجب می گذرد!

عمر سلطان پیر به پایان می رسید. بوی وطن، مشام ابوریحان را عطرآگین می کرد. در عصر سلطان مسعود، ابوریحان اجازه رجعت به دیار خود را دریافت کرد و پس از 13 سال دوباره خوارزم را دید و تاریخ آن جا را نوشت.

در بازگشت به غزنین و در سال 423 هجری قمری، بیرونی تالیف کتاب اقانون مسعودی را به اتمام رساند و به سلطان مسعود تقدیم کرد. ارزش این کتاب تا حدی بود که آنرا تا حد مقایسه با المجسطی بطلمیوس بالا برد. این کتاب دایره المعارف کاملی در نجوم به شمار می رفت، همان طور که قانون الطب شیخ الرئیس ابوعلی سینا دایره المعارف پزشکی بود. ابوریحان، پیلواری را که سلطان مسعود برای قدردانی از قانون مسعودی برایش فرستاده بود را باز فرستاد. علاوه بر آن، ابوریحان بر تالیف التفهیم را در نجوم و نیز الجماهر را در شناخت گوهر ها و کانی شناسی همت گماشت.

ابوریحان در محاسبات خویش از نوعی ترازوی ویژه استفاده می کرد که پدربزرگ ماشین حساب های امروزی محسوب می شود. مسائلی را که او در ریاضیات پایه گذاشت، شالوده طرح اعمال و راه حل ها توسط حکیم عمر خیام نیشابوری شد و در قرن هفت از این دو به خواجه نصیرالدین طوسی انتقال یافت. ابوریحان عدد پی را محاسبه کرد، محیط زمین را اندازه گیری نمود، موقعیت ستارگان را با اسطرلاب بدست آورد و کره جغرافیایی ساخت.

سال 440 هجری قمری فرار سیده است. مردی که به جز در نوروز و مهرگان دست از کار نمی کشید اینک در بستر بیماری افتاده است. نفس های آخر بزرگ مرد علم و حکمت فرار سیده است. علی بن عیسی الولواجی به دیدن او آمده است. ابوریحان به یاد مسئله ای می افتد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟!

شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار. اکنون چه جای این سوال است؟

ابوریحان می گوید: کدامیک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟

شیخ مسئله را بازگفت و از حضور ابوریحان مرخص شد. چندی دور نشده بود که صدای شیون و زاری از خانه او بلند شد... ابوریحان بیرونی در گذشت.

***

ابوریحان و اعیاد ایران باستان

«آن روز را که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت، اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.»

«ابوريحان بيروني» دانش‌مند نام‌دار ايراني (440-362 ق) در كتاب پارسي خود «التفهيم لاوائل صناعت التنجيم» گزارشي بسيار رسا و شيوا و حاوي نكاتي بي‌نظير و ارزش‌مند از جشن‌هاي ايرانيان عرضه داشته است. وي مي‌نويسد (2):

«نوروز چيست؟

- نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت، روز نو نام كرده‌اند؛ زيرا كه پيشاني سال نو است و آن چه از پس اوست از اين پنج روز [= پنج روز اول فروردين] همه جشن‌هاست. و ششم فروردين ماه را «نوروز بزرگ» دارند؛ زيرا كه خسروان بدان پنج روز حق‌هاي حشم و گروهان و بزرگان بگزاردندي و حاجت‌ها روا كردني، آن گاه بدين روز ششم خلوت كردندي خاصگان را. و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آن است كه اول روزي است از زمانه و بدو، فلك آغازيد گشتن.

تيرگان چيست؟

- سيزدهم روز است از تيرماه. و نام‌اش تير است هم نام ماه خويش، و همچنين است به هر ماهي آن روز كه همنام‌اش باشد، او را جشن دارند. و بدين تيرگان گفتند كه «آرش» تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب تركي كرده است بر تير پرتابي از مملكت…

مهرگان چيست؟

- شانزدهم روز است از مهرماه و نام‌اش مهر. و اندر اين روز «افريدون» ظفر يافت بر «بيوراسپ» جادو، آن كه معروف است به ضحاك. و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس [= پس از] مهرگان است، همه جشن‌اند بر كردار (= مانند) آن چه از پس نوروز بود. و ششم آن مهرگان بزرگ بود و «رام» روز نام است و بدين دانندش.

پروردگان چيست؟

- پنج روز پسين اندر آبان ماه [است] و سبب نام كردن آن چنان است كه گبركان [= زرتشتيان] اندرين پنج روز خورش و شراب نهادند روان‌هاي مردگان را. و همي گويند كه جان مرده بيايد و از آن غذا گيرد. و چون از پس آبان ماه پنج روز افزوني بوده است، آنك [= اينك] «اندرگاه» خوانند. گروهي از ايشان پنداشتند كه اين روز «پروردگان» است و خلاف به ميان آمد و اندر كيش ايشان مهم چيزي بود. پس هر دو پنج [روز] را به كار بردند از جهت احتياط را. و بيست و ششم روزِ آبان ماه، فروردگان [= پروردگان] كردند و آخرشان، آخر دزديده. و جمله فروردگان ده روز گشت. (3)

برنشستن كوسه [= سوار شدن مرد بدون موي صورت] چيست؟

- آذر ماه به روزگار خسروان، اولِ بهار بوده است (4). و نخستين روز از وي - از بهر فال - مردي بيامدي كوسه، برنشسته بر خري و به دست كلاغي گرفته و به بادبيزن خويشتن باد همي‌زدي و زمستان را وداع همي‌كردي و از مردمان بدان چيزي يافتي. و به زمانه‌ي ما به شيراز همي‌كرده‌اند و ضريبت [= خراج] پِذرفته از عامل،‌ تا هر چه ستاند از بامداد تا نيمروز به ضريبت دهد و تا نماز ديگر [= نماز عصر] از بهر خويشتن را بستاند (5) و اگر از پسِ نماز ديگر بيابندش، سيلي خورد از هر كسي.

بهمنجه چيست؟

- بهمن روز است از بهمن ماه [= دومين روز ماه]. و بدين روز، بهمن [= برف] سپيد به شير خالص پاك خورند و گويند كه حفظ [= حافظه] فزايد مردم را و فرامشتي [= فراموشي] ببرد. و اما به خراسان مهماني كنند بر ديگي كه اندر او از هر دانه‌ي خوردني كنند [= بريزند] و گوشت هر حيواني و مرغي كه حلال‌اند و آن چه اندر آن وقت بدان بقعت [= ناحيه] يافته شود از تره و نبات.

سده چيست؟

- آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم روز بود. و اندر شب‌اش كه ميان روز دهم است و ميان روز يازدهم، آتش زنند به گوز [= درخت گردو] و بادام و گرد بر گرد آن شراب خورند و لهو و شادي كنند. و نيز گروهي از آن بگذرند بسوزانيدن جانوران. اما [وجه تسميه‌ي سده] چنان است كه از او [= روز سده] تا نوروز، پنجاه روز است و پنجاه شب. و نيز گفتند كه اندرين روز از فرزندان پدر نخستين [= گيومرث]، صد تن تمام شدند (6).

گهنبار چيست؟

- روزگار سال، پارها كرده است زرادشت و گفته است كه به هر پاره‌اي [از سال]، ايزد تعالي گونه‌اي [از مخلوقات] را آفريده است؛ چون آسمان و زمين و آب و گياه و جانور و مردم، تا عالم به سالي تمام آفريده شد. و به اول هر يكي از اين پاره‌ها، پنج روز است، نام‌شان «گهنبار» (Gahanbar)».

ابوریحان بیرونی کاشف آمریکا

آفتاب: پیشینگان همه معتقد بودند که بخش خشکی معمور و قابل سکونت زمین منحصر به ربع شمالی است که آنرا ربع مسکون میگفتند ,ولی ابوریحان دانشمندی است که به نیروی علم و فراست حدس زد و اعتقاد داشت که در ربع شمالی دیگر یا در نیم کره ی جنوبی زمین یعنی در نقطه ی مقابل مقاطر ربع شمالی که فقط آنرا مسکون و معمور می دانستند نیز خشکی وجود دارد و دو ربع دیگر کره ی زمین را آب دریا فرا گرفته و وجود همین دریا ها ما بین دو قاره جدایی انداخته و مانع از ارتباط دو قسمت خشکی با یکدیگر شده است .

گفته های این دانشمند در دو جای کتاب ارزشمندش ( الهند ) ثبت و بحث شده است و نیز در کتاب ( تحدید نهایات الاماکن ) که تاریخ تحریرش به سال 409 هجری قمری است در این باره که آیا در نیم کره جنوبی زمین نیز خشکی قابل عمارتی هست بحث مفصلی کرده است.

باری خشکی مقاطر با ربع شمالی که ابوریحان حدس زده بود با همان سرزمینی منطبق میشود که واقع بین اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام است و پس از 462 سال توسط کریستوف کلمب کشف شد و آنرا ( آمریکا ) نامیدند . کریستوف کلمب هم چنانچه معروف است از روی قواعد و اطلاعات و بصیرت علمی آن قاره را کشف نکرده ، چرا که اصلاً از وجود چنین سرزمینی آگاهی نداشت و احتمال آن را هم نمی داد و بطوریکه گفتند او به مقصد هندوستان سفر کرده بود و در اثر اتفاقاتی که رخ داد در آن قاره سر در آورد که آنرا هیچ نمی شناخت ، اما ابوریحان از روی قواعد متقن و بصیرت علمی بوجود چنین سرزمینی پی برده و آنرا چندین قرن ( در حدود 5 قرن ) پیش از کریستوف کلمب صریح و واضح خبر داده بود ، پس درود به این دانشمند و فیلسوف و درود بر تمامی بزرگ مردان ایران زمین که نه فقط با علم خود بلکه حتی با اسم خود نیز این سرزمین را به سر افرازی برده اند .

منبع:parsifa.com

منبع: blogfa.com

2.4 -2.8

دستگاه چگالی‌سنج بیرونی که بر اصل ارشمیدوس کار می‌کرد، تشکیل شده بود از یک ظرف آب که میزابی ظریف به آن وصل کرده بود و ترازویی که یک کفه‌ی آن درست زیر میزاب جای گرفته بود و در کفه‌ی دیگر آن صد مثقال از کانی مورد نظر را می‌گذاشت. سپس برای به تعادل رسیدن ترازو، در کفه‌ای که زیر میزاب جای داشت، آب می‌ریخت. آن‌گاه، وزن و حجم آب را می‌سنجید تا به جرم‌ حجمی(چگالی) کانی مورد نظر دست یابد. او به درستی دریافته بود که خلوص و دمای آب به کار رفته در این آزمایش‌ها، در چگالی آن اثر دارد و از این رو، برای آزمایش‌های خود همواره از جای مشخصی از رود جیحون و آن‌هم در آغاز پاییز آب بر می‌داشت. او پس از رفتن به غزنه، همین آزمایش‌ها را با آب رودخانه‌ی غزنه انجام داد. شرح این پژوهش‌ها در کتاب میزان‌الحکمه‌، اثر ابوالفتح عبدالرحمن خازنی، آمده است.

+حکومت‌های هم‌دوره

در زمان بیرونی، سامانیان بر شمال‌شرقی ایران شامل خراسان بزرگتر و خوارزم به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان بر سیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) حکومت می‌کردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیگران در این راه اهتمام داشتند. بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود، مدتی نیز در گرگان زیر پشتیبانی مادی و معنوی زیاریان که مرداویج سر دودمان آنها بود به پژوهش پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهش‌های علمی خود ادامه داد. با این که محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسایل کافی برای پژوهش، در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظه‌ای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید.

ماًمونيان، که شاخه ای از سلسله خوارزمشاهـيان به حساب می آيند (و آنها را خوارزم شاهان ماًمونی نيز می نامند)، در دانش دوستی و ادب پـروری شهـره بودند. وجود وزيری اهـل فضل در دستگـاه مأمونيان به نام ابوالحسن احمد بن محمد سهـيلی باعث رونق ادب و دانش شد و فضايی بسيار مطلوب برای رشد عـلم و اکتـشافات و اخـتراعات فراهـم آمد.

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که  توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

+کتاب‌ها و کارها

بیرونی که بر زبان‌های یونانی، هندی و عربی هم چیره بود، کتب و رسالات بسیار که شمار آنها را بیش از 146 گزارش کرده‌اند نوشت که جمع سطور آنها بالغ بر 13 هزار است. مهم‌ترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه‌ است و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته‌ است، نه پول.

بیرونی، هم‌دوره ی بوعلی سینا بود که در اصفهان می‌نشست و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند. بیرونی در جریان لشکرکشی‌های محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب «هندشناسی» اوست.

از دیگر آثار وی می‌توان به کتاب الصیدنة فی الطب اشاره کرد که کتابی است در باره گیاهان دارویی و با تصحیح دکتر عباس زریاب خویی منتشر شده‌ است.

+ترجمه‌ها

بیرونی بر اثر سفرهای بسیار به هند به زبان‌های هندی و همچنین سانسکریت چیره بود و کتاب‌های مختلفی را از هندی به عربی ترجمه کرد که عبارتند از: سیدهانتا، الموالید الصغیر، کلب‌یاره.

او همچنین داستان‌هایی را از پارسی به عربی ترجمه کرده‌است. از جمله این داستان‌ها می‌توان شادبهر(حدیث قسیم السرور)، عین الحیات، داستان اورمزدیار و مهریار و همچنین داستان سرخ‌بت و خنگ‌بت (حدیث صنمی البامیان) را نام برد.

+اکتشافات و اختراعات و تحقیق‌ها

استخراج جیب یک درجه

قاعده ی تسطیح کره و ترسیم نقشه‌های جغرافیایی

چاه آرتزین؛ این کشف را به موسیوزله نسبت داده­اند؛ اما در واقع از اکتشافت ابوریحان بوده.

ترازوی ابوریحان، که یکی از دقیق ترین ترازوهای تاریخ علم جهان است.

چاه‌های آرتزین؛ بیرونی در آثار الباقیه درباره‌ی فوران آب از برخی چشمه‌ها و چاه‌ها چنین می‌گوید: «اما فوران چشمه‌ها و صعود آب به سمت بالا، علتش این است که خزانه‌ی آن از خود چشمه‌ها بالاتر جای دارد، مانند فوران معمولی و گرنه آب هرگز به سوی بالا جز این که منبع آن بالاتر باشد، نخواهد رفت … بسیاری از مردم که چون علت امری طبیعی را ندانند، به همین اندازه کفایت می‌کنند که بگویند الله اعلم، مطلبی را که ما گفته‌ایم انکار کرده‌اند و یکی از آنان با من به منازعه پرداخت. البته ممکن است آب به قله‌ی کوه هم برود، به شرط آن که قله‌ی کوه از منبع و مخزن آب، پایین‌تر باشد.»

حرکت خاصه وسطی خورشید

خاصیت فیزیک الماس و زمرد

جزر و مد رودها و نهرها

چشمه‌های متناوب

اشکال هندسی گلها و شکوفه‌ها

امکان خلأ

کیفیت و چگونگی ساختن عسل توسط زنبور عسل

رصد خسوف و کسوف

تحقیق در تأسیس دولت ساسانیان

اطلاعات دقیق و کشف سلسله هخامنشیان

تصاعیف خانه‌های شطرنج

ساختن آلات و افزارهای رصدی همانند سه میله، شاقول و...

طرح نظریاتی درباره ی وجود قاره آمریکا

قاعدهٔ یافتن سمت قبله و ساختن محراب مساجد

+میراث علمی و فرهنگی

در سال 427 ق، ابوریحان بنا بر خواهش شخصی، فهرستی از آثار محمد بن زکریای رازی، پزشک، شیمیدان و فیلسوف سده‌های سوم و چهارم هجری قمری، فراهم کرد و به دنبال آن فهرست عناوین 113 جلد از کتاب و رسالاتی که خود تا به آن هنگام نوشته بود نو همچنین اسامی 25 جلد کتاب یا رساله‌ای که دیگران به نام وی نوشته بودند، آورد.

بنابراین مشخص است که 113 اثر یادشده، شامل همهٔ آثار این محقق بزرگ نیست؛ زیرا وی سال‌ها بعد از این تاریخ زنده بود و تا آخرین روزهای زندگی می‌نوشت. بر اساس تحقیقات گستردهٔ پژوهشگرانی که در صد سالهٔ اخیر آثار بیرونی را گردآوری، ترجمه و بررسی کرده‌اند. نوشته‌های وی را می‌توان در حدود 148 تا 153 عنوان تخمین زد و ظاهراً تنها 35 جلد از این آثار از دستبرد حوادث محفوظ مانده است.

ویژگی آثار بیرونی

تنوع موضوعی این کتب و رسالات از وسعت معلومات ابوریحان حکایت می‌کند. این آثار در زمینهٔ حساب، هندسه، مثلثات، ستاره‌شناسی، نقشه‌کشی، فیزیک، مکانیک، جغرافیا، تاریخ، گاه‌شماری، دین‌شناسی، اسطوره‌شناسی، پزشکی، کانی‌شناسی، زبان‌شناسی، ادبیات، فلسفه و … تألیف یا ترجمه‌شده‌اند.

ابوریحان کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم را به هر دو زبان فارسی و عربی نوشت و در نوشتن متن فارسی آن نهایت ذوق ادبی را به کاربرد. این کتاب به همراه دانشنامهٔ علایی ابن‌سینا و تعدادی دیگر از آثار فارسی سده‌های چهارم و پنجم هجری قمری زمینه‌ای فراهم آوردند تا به مرور زمان زبان فارسی بتواند به عنوان دومین زبان علمی و فلسفی جهان اسلام مطرح شود. التفهیم شامل پنج باب است و باب‌ها به ترتیب، موضوعات زیر را در بر می‌گیرند:

هندسه، حساب و جبر و مقابله، هیئت و جغرافیا و بوم‌شناسی، اسطرلاب، احکام نجوم. بیرونی در هر یک از این پنج باب، اصطلاحات مربوط به علم یا فن مورد بحث را به شکل سؤال و جواب شرح داده است. به این ترتیب، التفهیم گنجینهٔ گران‌بهایی از اصطلاحات علمی را شامل می‌شود که با کمال دقت و مهارت و با عباراتی کوتاه تعریف‌شده‌اند.

کتاب مقالید علم الهیئه (کلیدهای دانش ستاره‌شناسی) نخستین کتابی است که دربارهٔ مثلثات کروی و مستقل از علم نجوم نوشته شده است. نام این اثر نشان می‌دهد که بیرونی، مثلثات کروی را کلید فهم ستاره‌شناسی می‌دانست.

کتاب راشیکات الهند بیرونی کتابی است کوچک که دربارهٔ نسبت و تناسب نوشته‌شده و در تاریخ ریاضی بسیار اهمیت دارد. بیرونی در این کتاب، آنچه را که دربارهٔ نسبت و تناسب در ریاضیات هندی می‌دانست، با آنچه دراین‌باره از ریاضیات یونانی به دست او رسیده بود، تلفیق کرد و چنین کاری تا پیش از آن سابقه نداشت.

بیرونی چند روش برای تصویر نقاط متعلق به سطح کره بر یک صفحه اختراع کرده است. محاسبهٔ تقریبی وتر یک درجه و مقایسهٔ نتیجه محاسبات خود با محاسبات بطلمیوس در این مورد از دیگر تلاش‌های ارزشمند ابوریحان محسوب می‌شود.

مقدار تقریبی نسبت قطر دایره به محیط آن (n/۱) را دانشمند ما با روشی جدید به دست آورد و اندازهٔ تقریبی ضلع نُه ضلعی منتظم محاطی را به وسیلهٔ حل معادله 3x = x3 + محاسبه کرد. بیرونی نه تنها ریاضیات نظری و کاربردی یونانی و هندی را به خوبی می‌دانست، بلکه مباحث مطرح‌شده در این زمینه را تحلیل و نقد می‌کرد. او تعدادی از آثار ریاضی و نجوم هندیان را به عربی برگرداند و بعضی از آثار مهم ریاضی یونان را به سانسکریت ترجمه کرد.

بیرونی به طالع بینی و پیشگویی بر اساس وضعیت ستارگان و صور فلکی که به آن علم احکام نجوم می‌گفتند، هیچ اعتقادی نداشت؛ هر چند که این فن را به کمال می‌دانست و در دربار محمود غزنوی نیز از این راه روزگار می‌گذراند.

بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند که اثری است فوق‌العاده نفیس و بی‌مانند در عصر خویش (و دقیق‌ترین و جامع‌ترین متنی محسوب می‌شود که تا آن روز دربارهٔ فرهنگ، علم، فلسفه، اسطوره، خرافه، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، دین‌شناسی تطبیقی، آداب و رسوم، ویژگی‌های جغرافیایی، تاریخ و … کشور هندوستان نوشته‌شده) نظریهٔ بسیار پیشرفته‌ای دربارهٔ علل پیدایش سرزمین هند از دیدگاه زمین‌شناسی ارائه می‌دهد.

این محقق بزرگ در کتاب الجماهرفی معرفه الجواهر که دربارهٔ شناخت گوهرها (سنگ‌های قیمتی) و فلزات نوشته شده است، علاوه بر معرفی حدود 300 نوع کانی و سنگ و بیان آراء حکمای ایرانی، یونانی و … در این باب، آزمایش‌های خود را دربارهٔ خواص الماس، زمرد و … شرح می‌دهد.

کتاب الصیدنه فی الطب ابوریحان که فرهنگنامهٔ بسیار ارزشمندی در باب داروشناسی است، فهرستی از داروهای گیاهی، جانوری و کانی آن روزگار را شامل می‌شود و از معتبرترین کتب مرجع طب سنتی ما به شمار می‌آید. این شاهکار کم نظیر، ما را به سنت قدیمی داروشناسی ایرانی آشنا می‌کند. بیرونی در تنظیم این اثر، علاوه بر بررسی کلیهٔ کتب داروشناسی ایرانی، از منابع بابلی، یونانی، سریانی، هندی و عربی نیز استفاده کرده است. در اینجا باید یادآوری کرد که ابوریحان علاوه بر زبان فارسی که زبان مادری او بود، زبان عربی، سانسکریت و سریانی را به کمال می‌دانست و با زبان یونانی و عبری نیز آشنایی داشت. کتاب عظیم و بی‌بدیل آثارالباقیه عن القرون الخالیه را بیرونی در باب گاه‌شماری نوشت و در این اثر، تقدیم اقوام و پیرامون ادیان و مسلک‌های گوناگون را بررسی و با یکدیگر مقایسه کرد و مبدأ تواریخ مختلف، روش‌های تبدیل تواریخ به یکدیگر و ایام و شیوه‌های روزه‌داری، جشن و سوگواری معتقدان به ادیان و آیین‌های متنوع را توضیح داد. در این کتاب، اسامی پیامبران از آدم تا خاتم، فهرستی از وقایع زندگی پیامبر اسلام (ص) به ترتیب زمان، نام‌های پادشاهان، دودمان‌های شاهی ایران، مصر، بابل و روم و تواریخ مربوط به هر یک و … به شکل جداول بسیار دقیق تنظیم شده است.

قانون مسعودی: کتابی است در نجوم و تقویم شامل یازده بخش. در این کتاب بخش‌هایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.

+بیرونی در نگاه اندیشمندان

بیرونی هر چند در روزگار خود چندان شناخته نبود و پس از آن نیز کم‌کم به فراموشی سپرده شد، اما در سده‌های اخیر بار دیگر کشف شد و جایگاه شایسته‌ی او در علم و فرهنگ بیش از پیش روشن شد. هر چند در دوره‌ی ترجمه‌ی آثار عربی به لاتین، اثری از بیرونی به لاتین ترجمه نشد، اما اکنون ترجمه‌ی کتاب‌های مهم او به زبان‌ها مهم دنیا انجام شده است و کارل ادوارد زاخاو از برجسته‌ترین مترجمان آثار اوست. زاخاو که به ترجمه‌ی الاثار الباقیه و تحقیق ماللهند پرداخته، در شناساندن بیرونی به جهان غرب نقش چشمگیری داشته است. او پیرامون درست‌کاری بیرونی در کار پژوهش می‌گوید:

“وی هم نسبت به شخص خویش و نسبت به دیگران، داوری سخت‌گیر است. چون خود به حد کمال، صادق است، از دیگران نیز خواستار راستی و درستی است. هر کجا موضوعی را به درستی نفهمیده است، یا تنها بخشی از آن را فهمیده، خواننده را از این مطلب آگاه می‌کند و یا از خواننده می‌خواهد که نادانی او را ببخشد و یا با وجود عمر پنجاه و هشت‌ ساله‌ای که دارد، وعده می‌دهد که دنبال مطلب را بگیرد و نتیجه‌ای را که با گذشت زمان می‌گیرد، منتشر سازد و تو گویی خود را در برابر مردمان مسؤول می‌دانسته است. وی پیوسته حدود معرفت خویش را به درستی معلوم می‌کند و با وجوی که اطلاع مختصری از عروض هندی دارد، آن اندازه‌ی مختصر را نقل می‌کند و در این کار تابع این اصل کلی است که خوب نباید فدای بهتر شود و گویا از آن بیم داشته است که عمرش کفاف ندهد و نتواند در مساله‌ی مورد بحث چنان‌که باید استقصای کامل کند. دشمن کسانی است که از گفته‌ی جمله‌ی “نمی‌دانم” بیم‌ دارند که مبادا به نادانی خود اقرار کرده باشند و هر وقت با نقصی در راستی و صداقت رو به رو شده، اظهار خشم و تنفر کرده است.”

نظر جرج سارتن:

او، بنیان‌گذار رشته‌ی تاریخ علم، که کتابی با نام مقدمه‌ای بر تاریخ علم نوشته است، دوره‌ی تاریخ علم را به فصل‌هایی بخش کرده و هر فصل را که شامل معرفی فعالیت‌های علمی نیم سده است، به نام یک دانشمند بزرگ نام‌گذاری کرده است. فصل  33 از کتاب او به عصر بیرونی نام‌گذاری شده است و دلیل این کار را چنین بیان کرده است:

«گزاف نخواهد بود اگر بگوییم که این دوره نشانه‌ی اوج تفکر قرون وسطایی بود. رهبران بزرگ چنان فراوان بودند؛ ابن‌یونس، ابن‌هیثم، بیرونی، ابن سینا، علی‌بن‌عیسی، کرجی، ابن‌جبرول که دست کم برای لحظه‌ای تاریخ‌نگار را مبهوت می‌کنند. گرچه همه اینان مردان ممتازی به شمار می‌رفتند، اما دو تن، سر و گردنی از دیگران بر تر بودند. برونی و ابن‌سینا. بیش‌تر به خاطر اینان بود که آن عصر، این چنین درخشان و برجسته می‌نمود. این دو تن، که به طریقی یکدیگر را می‌شناختند، با هم تفاوت بسیار داشتند. برونی نشان‌گر روحی پرتکاپو و نقاد بود و ابن‌سینا دارای روحیه‌‌ی ترکیبی بود. بیرونی بیش‌‌تر کاشف بود و از این لحاظ، به آرمان علمی جدید نزدیک‌تر شد. ابن‌سینا یک سازمان دهنده، جامع‌العلوم و فیلسوف به شمار می‌آید. هر دو در وهله‌ی اول به یک اندازه‌ اهل علم بودند و دشوار است یکی از این دو را برگزینیم. مگر به خاطر این مورد تصادفی که زندگی بیرونی، این عصر را کامل‌تر در بر می‌گیرد و از این رو می‌توان گفت معرف کامل‌تر است.»

بارون کارادو وو:

با وجود گذشت زمان، ابوریحان چهره ای است که هنوز هم در روزگار ما جوان می نماید. به عبارت دیگر ابوریحان از زمان خود جداست وبیش از آنکه به عصر خودش پیوسته باشد به عصر ما نزدیک شده. روح علمی وروش کار علمی او نوین است.

کراچکوفسکی:

بیرونی دانشمندی بود که احساسات فراوانی به ملیت ایرانی خودش داشت.

توکلا:

سلطان محمود فاتح هند وخاک این کشور بود، ولی ابوریحان فاتح و کاشف علوم و فرهنگ و آداب و رسوم شبه قاره هند است و دانش وفرهنگ را از هندبه غنیمت آورد و در سراسر جهان پخش کرد.

+ابوریحان و معانی واژه های ایران باستان

نوروز

نخستين روز است از فروردین‌ماه. آن روز را که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت، اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود و از اين جهت، روز نو نام كرده‌اند؛ زيرا كه پيشانی سال نو است و آن چه از پس اوست از اين پنج روز [= پنج روز اول فروردين] همه جشن‌هاست. و ششم فروردین‌ماه را «نوروز بزرگ» دارند؛ زيرا كه خسروان بدان پنج روز حق‌های حشم و گروهان و بزرگان بگزاردندی و حاجت‌ها روا كردندي، آن گاه بدين روز ششم خلوت كردندی خاصگان را. و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آن است كه اول روزی است از زمانه و بدو، فلك آغازيد گشتن.

تيرگان

سيزدهم روز است از تيرماه. و نام‌اش تير است هم نام ماه خويش، و همچنين است به هر ماهی آن روز كه همنام‌اش باشد، او را جشن دارند. و بدين تيرگان گفتند كه «آرش» تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب تركی كرده است بر تير پرتابی از مملكت.

مهرگان

شانزدهم روز است از مهرماه و نام‌اش مهر. و اندر اين روز «افريدون» ظفر يافت بر «بيوراسپ» جادو، آن كه معروف است به ضحاك. و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس [پس از] مهرگان است، همه جشن‌اند بر كردار (مانند) آن چه از پس نوروز بود. و ششم آن مهرگان بزرگ بود و «رام» روز نام است و بدين دانندش.

پروردگان

پنج روز پسين اندر آبان ماه [است] و سبب نام كردن آن چنان است كه گبركان [زرتشتيان] اندرين پنج روز خورش و شراب نهادند روان‌های مردگان را. و همی گويند كه جان مرده بيايد و از آن غذا گيرد. و چون از پس آبان ماه پنج روز افزونی بوده است، آنك [اينك] «اندرگاه» خوانند. گروهی از ايشان پنداشتند كه اين روز «پروردگان» است و خلاف به ميان آمد و اندر كيش ايشان مهم چيزی بود. پس هر دو پنج [روز] را به كار بردند از جهت احتياط را. و بيست و ششم روزِ آبان ماه، فروردگان [ پروردگان] كردند و آخرشان، آخر دزديده. و جمله فروردگان ده روز گشت.

برنشستن كوسه [سوار شدن مرد بدون موی صورت]

آذر ماه به روزگار خسروان، اولِ بهار بوده است. و نخستين روز از وی  از بهر فال  مردی بيامدی كوسه، برنشسته بر خری و به دست كلاغی گرفته و به بادبيزن خويشتن باد همي‌زدی و زمستان را وداع همي‌كردی و از مردمان بدان چيزی يافتي. و به زمانه‌ی ما به شيراز همي‌كرده‌اند و ضريبت [خراج] پذیرفته از عامل،‌ تا هر چه ستاند از بامداد تا نيمروز به ضريبت دهد و تا نماز ديگر [نماز عصر] از بهر خويشتن را بستاند  و اگر از پس نماز ديگر بيابندش، سيلی خورد از هر كسی.

بهمنجه

بهمن روز است از بهمن ماه [دومين روز ماه]. و بدين روز، بهمن [برف] سپيد به شير خالص پاك خورند و گويند كه حفظ [حافظه] فزايد مردم را و فرامشتی [فراموشي] ببرد. و اما به خراسان مهمانی كنند بر ديگی كه اندر او از هر دانه‌ی خوردنی كنند [بريزند] و گوشت هر حيوانی و مرغی كه حلال‌اند و آن چه اندر آن وقت بدان بقعت [ناحيه] يافته شود از تره و نبات.

سده

آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم روز بود. و اندر شب‌اش كه ميان روز دهم است و ميان روز يازدهم، آتش زنند به گو[درخت گردو] و بادام و گردبرگرد آن شراب خورند و لهو و شادی كنند. و نيز گروهی از آن بگذرند بسوزانيدن جانوران. اما [وجه تسميه‌ی سده] چنان است كه از او [روز سده] تا نوروز، پنجاه روز است و پنجاه شب. و نيز گفتند كه اندرين روز از فرزندان پدر نخستين [کيومرث]، صد تن تمام شدند.

گهنبار

روزگار سال، پارها كرده است زرادشت و گفته است كه به هر پاره‌ای [از سال]، ايزد تعالی گونه‌ای [از مخلوقات] را آفريده است؛ چون آسمان و زمين و آب و گياه و جانور و مردم، تا عالم به سالی تمام آفريده شد. و به اول هر يكی از اين پاره‌ها، پنج روز است، نام‌شان «گهنبار»

362 قمری/351خورشیدی: روز پنج‌شنبه سوم ذی‌الحجه/هجدهم دی‌ماه در روستایی بیرون شهر کاث به دنیا آمد.

368 قمری/357خورشیدی: در مکتب شهر جرجانیه برای یک‌سال درس خواند.

369قمری/ 358خورشیدی: درسش را در مکتب روستا ادامه داد.

379قمری/ 358خورشیدی: در هفده سالگی به اندازه‌گیری ارتفاع نیم‌روزی خورشید در شهر کاث پرداخت.

385قمری/373خورشیدی: انقلاب تابستانی را در دهکده‌ای در جنوب شهر کاث رصد کرد.

387 قمری/375خورشیدی: روز شنبه یازدهم جمادی‌الاول/7 خردادماه، خورشید گرفتگی را رصد کرد.

391قمری/379خورشیدی: کتاب آثار الباقیه را در گرگان به نام قابوس‌بن‌وشمگیر آل‌زیار نوشت.

393قمری/381خورشیدی: روز شنبه چهاردهم ربیع‌الثانی/6 اسفند ماه و روز یک‌شنبه سیزدهم شوال29 مرداد، دو ماه‌گرفتگی را در گرگان رصد کرد.

394 قمری/382 خورشیدی: روز یک‌شنبه دوازدهم شعبان/20 مردادماه، ماه‌گرفتگی را در جرجانیه رصد کرد.

408 قمری/396 خورشیدی: همراه سلطان محمود غزنوی از جرجانیه به غزنه رفت.

409 قمری/397خورشیدی: عرض جغرافیایی جیخور، در نزدیکی کابل، را با کمک شاقول اندازه گرفت.

412 قمری/400خورشیدی: اعتدال بهاری و پاییزی و انقلاب تابستانی و زمستانی را در شهر غزنه رصد کرد.

416قمری/404خورشیدی: نگارش کتاب تحدید نهایات الاماکن را به پایان رساند.

418قمری/ 405خورشیدی: رساله‌ی استخراج‌الاوتار‌ فی‌الدایره را نوشت.

420قمری/407خورشیدی: نگارش کتاب التفهیم لاوائل‌الصناعه‌التنجیم را به پایان رساند.

421قمری/ 408خورشیدی: کتاب تحقیق‌ماللهند را نوشت و رساله‌ی قانون مسعودی را به سلطان مسعود غزنوی هدیه داد.

425قمری/ 412خورشیدی: فهرست کتاب‌ها و نوشته‌های محمد‌بن‌زکریای رازی و فهرست 113جلد کتاب خود را نوشت.

442قمری/429خورشیدی: روز جمعه سوم رجب/6 آذرماه، به سوی پروردگار خود رفت.

+گفتارهایی از ابوریحان

یکی از راههایی که می تواتند جامعه را نیکو کند تقلید و به کار گیری اخلاق و رفتار علما و دانشمندان است.

به هر انسانی واجب است که از کوششهای پیشینیان سپاسگزاری نماید و لغزشهای آنها را بی پروا باز گفته و در اصلاح آن بکوشد.

برتری آدمیان بر جانوران تنها به دانش و علم است. شادی و لذت راستین در پرتو علم بدست می آید.

کسی می تواند عالم و دانا باشد که امروز برای فردای خویش تدبیر و تفکر نماید و چون فردا رسید از تفکر و تدبیر درباره آنروز بی نیاز باشد.

علم دانشمند باید چنان باشد که کسی نتواند بین او و علمش جدایی بیفکند.

دانش ثمره تکرار است. دانشمند باید با تکرار، علم خویش را صیقل دهد و هر روز بر کیفیت آن بیفزاید.

استاد ابوریحان از نظر دانشمندان جهان نیز یکی از بزرگترین خدمتگزاران دانش و فرهنگ بوده است. سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) تصویب کرد که در سال 1352 در سراسر جهان برای او مراسم بزرگداشتی برگزار کنند.

+ابوریحان و محاسبه "عدد پی"

در بازگشت به غزنین و در سال 423 هجری قمری، بیرونی تالیف کتاب "قانون مسعودی" را به اتمام رساند و به سلطان مسعود تقدیم کرد. ارزش این کتاب تا حدی بود که آنرا تا حد مقایسه با المجسطی بطلمیوس بالا برد. این کتاب دایرة المعارف کاملی در نجوم به شمار می رفت، همان طور که قانون الطب شیخ الرئیس ابوعلی سینا دایرة المعارف پزشکی بود.

ابوریحان، پیلواری را که سلطان مسعود برای قدردانی از قانون مسعودی برایش فرستاده بود باز فرستاد. علاوه بر آن، ابوریحان بر تالیف التفهیم در نجوم و نیز الجماهر در شناخت گوهر ها و کانی شناسی همت گماشت. ابوریحان در محاسبات خویش از نوعی ترازوی ویژه استفاده می کرد که پدربزرگ ماشین حساب های امروزی محسوب می شود. مسائلی را که او در ریاضیات پایه گذاشت، شالوده طرح اعمال و راه حل ها توسط حکیم عمر خیام نیشابوری شد و در قرن هفت از این دو به خواجه نصیرالدین طوسی انتقال یافت. ابوریحان بیرونی فعالیت های ارزشمندی انجام داد:عدد پی را محاسبه کرد؛ محیط زمین را اندازه گیری نمود؛ موقعیت ستارگان را با اسطرلاب بدست­آورد؛ کره جغرافیایی ساخت.

صاحب اعیان‌الشیعه در مورد او می‌گوید:

«محاسباتش در علوم ریاضی آن چنان دقیق بود كه با اندازه‌گیری‌های زمان ما هیچ‌گونه اختلافی نشان نمی‌دهد و عنوان می‌كند كه برتری بیرونی بر دیگران آن است كه نوشته‌های خود را با خطوط و اشكال همراه می‌كرده است تا خواننده كتاب، افكار او را نه تنها از طریق نظری بلكه از راه عملی آن به خوبی دریابد و فراگیرد. نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می‌کرد وی بر بهترین نظریه‌های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه‌های تازه‌ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.»

داستان‌هایی از ابوریحان بیرونی

پیرمرد باز هم به گذشته اندیشید. سلطان ظالم عصر غزنوی. سلطان محمود. خاطره‌ای به یاد آورد. قصر سرسبز سلطان محمود از طراوت بهار جلا یافته بود. سر سبزی باغ، سلطان را سر شوق آورده بود و او را به سوی خود می‌خواند. تصمیم گرفت که به داخل باغ برود. ناگهان منصرف شد و تصمیمی گرفت. به چهار در خروجی عمارت نظری افکند. سپس رو به ابوریحان کرد و گفت: ای حکیم دانشمند که در علم و حکمت یکه‌تازی. اندیشه و استشاره کن و بگو ما از کدامین یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت. آنگاه روی کاغذی بنویس و در زیر تخت من قرار بده. ابوریحان در چهره سلطان نگریست. خنده شومی گوشه لب سلطان بود. بیرونی اسطرلاب خواست. ارتفاع گرفت و محاسبه کرد. چندی که تعقل کرد روی کاغذ چیزی نوشت و در زیر تخت سلطان قرارداد. محمود به یک باره بر خواست و دستور داد تا با بیل و تیشه بر دیوار عمارت شکافی باز کنند و از باغ خارج شد. آنگاه گفت: کاغذ را بیاورید. سلطان محمود کاغذ را خواند. بیرونی این‌طور پیش‌بینی کرده بود: (از این چهار در از هیچ یک بیرون نشود، بر دیوار مشرق دری بکنند و از آن در بیرون شود!) سلطان محمود برآشفت. از خشم تیره شد و فریادکشید. آنگاه دستور داد تا ابوریحان را از بالای عمارت باغ به پایین پرتاب کنند. خواجه حسن به فراست دریافت که شفاعت کردن در آن لحظه موثر نخواهد بود؛ بنابراین دستور داد تا در پایین عمارت دام نرمی قرار دهند. ابوریحان به پایین پرتاب شد و به لطف نرمی دام، از مرگ گریخت. سلطان پس از چند روز از کشتن ابوریحان پشیمان شد. خواجه حسن میمندی شرح‌حال رفته را بازگفت. بار دیگر ابوریحان در نزد سلطان محمود حاضر شد.

این بار بر چهره سلطان شادی نشسته بود و بر چهره ابوریحان بی‌تفاوتی. محمود گفت: ای ابوریحان! آیا از این که قرار بود از بام عمارت به پایین بیفتی و جان به در ببری نیز خبر داشتی؟ ابوریحان گفت: آری ای امیر. سلطان محمود دلیل خواست. ابوریحان بازگفت: تقویم روزانه‌ام گواه است؛ و تقویم را به محمود نشان داد. سلطان در احکام آن روز ابوریحان این‌گونه خواند: (مرا از جای بلندی بیندازند، ولیکن به سلامت به زمین آیم و تندرست برخیزم!) سلطان محمود بار دیگر خشمگین شد و دستور داد تا ابوریحان را به زندان بیندازند. ابوریحان شش ماه در حبس بود و بار دیگر به وساطت خواجه حسن میمندی آزاد شد.

پیرمرد، روزهای زندان سلطان محمود را به یاد آورد. چه سال‌های سختی را پشت سر گذاشته بود. سال‌هایی که حق بازگشت به موطن خویش، خوارزم را نداشت. ابوریحان در سال 418 هجری قمری زمان‌سنج ویژه‌ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی درباره سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد. ابوریحان بیرونی به واسطه سفرهای پیاپی‌اش به هند در ملازمت سلطان محمود، زبان سانسکریت را آموخت و در باره هندوان دانش‌های بسیاری کسب کرد و سرانجام در سال 424 هجری قمری، شاهکاری به نام تحقیق ماللهند را تألیف نمود.

پیرمرد به یاد عالمان هم عصر خویش افتاد. ابن هیثم بصری را به یاد آورد که با او در هندسه بحث کرده بود. سپس به یاد ابن‌سینا افتاد و مناظره معروفش با شیخ‌الرئیس را به یاد آورد. ابوریحان از فلسفه یونانی و ارسطویی پرسیده بود و ابن‌سینا پاسخ گفته بود. صحبت آن دو به سکون ارض و میل اجسام به مرکز زمین و امتناع خلأ و ابطال جزء لایتجزی و تناهی ابعاد و ... هم کشیده بود و به اعتراض ابوریحان بر پاسخ‌های ابن‌سینا انجامیده بود.

پیرمرد، حالا که به گفتگوهایش با ابن‌سینا فکر می‌کرد، افسوس لحظات گذشته را می‌خورد... این قافله عمر عجب می‌گذرد! عمر سلطان پیر به پایان می‌رسید. بوی وطن، مشام ابوریحان را عطرآگین می‌کرد. در عصر سلطان مسعود، ابوریحان اجازه رجعت به دیار خود را دریافت کرد و پس از 13 سال دوباره خوارزم را دید و تاریخ آن جا را نوشت.

سال 440 هجری قمری فرا رسیده است. مردی که به جز در نوروز و مهرگان دست از کار نمی‌کشید اینک در بستر بیماری افتاده است. نفس‌های آخر بزرگ‌مرد علم و حکمت فرار سیده است. علی بن عیسی الولواجی به دیدن او آمده است. ابوریحان به یاد مسئله‌ای می‌افتد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟! شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار. اکنون چه جای این سؤال است؟ ابوریحان می‌گوید: کدامیک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟ شیخ مسئله را بازگفت و از حضور ابوریحان مرخص شد. چندی دور نشده بود که صدای شیون و زاری از خانه او بلند شد... ابوریحان بیرونی در گذشت.

خاطرات ابوریحان

- ابوریحان در خاطراتی که از هند تعریف می‌کند حکایت‌هایی را از لا بلای متون و فرهنگ مردم آن روز نقل می‌کند. یکی از این حکایات چنین است. در یکی از شب‌های تاریک استادی با شاگردان خویش برای انجام کاری از راهی عبور می‌کردند. در راه به شبحی برخوردند. استاد خطاب به شاگردان گفت که این شبح چیست؟ یکی از شاگردان گفت هوا تاریک است و من نمی‌دانم شبح چیست. دومی نیز به همین صورت پاسخ داد شاگرد بعدی جلو رفت و مشاهده کرد که کدویی بزرگ است که گیاهان به آن پیچیده‌اند. استاد شاگردش را تحسین کرد و گفت آفرین بر تو که می‌دانی شخص زنده نباید در جای خود بایستد و از جستجو در باره حقیقت یک شیء کوتاهی کند. بلکه باید سعی و تلاش نماید تا حقایق را بشناسد و به دلیل تنبلی، رضایت به نادانی و جهل خود ندهد.

- بعد از حمله سلطان محمود به هند و اشغال بخش بزرگی از کشور، مردم هند به طور گسترده به اسلام روی آوردند. پیشوایان مذهبی هند تلاش می‌کردند تا از این امر جلوگیری کنند. به همین دلیل با یکدیگر مشورت‌ها کرده و طرح‌هایی را مطرح کردند. پس از آن به سلطان محمود و همراهان او پیغام فرستادند که ما حاضریم با شما مناظره کنیم و حقانیت دین خود را به اثبات برسانیم. در این مجلس پیشوایان مذهبی هند در جریان مناظره مطرح کردند که خدای بزرگ هندوها به شکل‌ها و صورت‌های مختلف در میان مردم آشکار می‌شود، چنانکه گاهی به صورت بت در می‌آید و میان آسمان و زمین می‌ایستد؛ و برای اثبات ادعای خود از سلطان محمود و همراهانش خواستند که به معبد هندوها بروند. هنگامی که همه جمع شدند، در معبد بزرگ باز شد همه با تعجب دیدند که بت بزرگی میان سقف و کف تالار قرارگرفته و به هیچ نقطه‌ای متصل نیست. علما و دانشمندان اسلامی می‌دانستند که حیله‌ای در کار است؛ اما نمی‌توانستند آن را اثبات کنند؛ و آن دسته از هندی‌هایی که تازه مسلمان شده بودند نیز فوق‌العاده تحت تأثیر قرار گرفتند. سلطان محمود پس از مشورت به یکی از خدمتکاران دستور داد که به ابوریحان که در این جلسه به دلیل بیماری حضور نداشت خبر داده و او را به معبد بیاورند. ابوریحان پس از دیدن بت و چند لحظه‌ای تفکر به چند نفر از خدمتکاران دستور داد تا گوشه‌ای از دیوار تالار را خراب کنند همه با حیرت به او نگاه می‌کردند. در این لحظه بت کج و سپس سقوط کرد. بعد از آن از ابوریحان راز و رمز آن را پرسیدند. ابوریحان پاسخ داد کار مهم و عجیب و غریبی نبود ولی رمزی داشت و ریاضیدانان هندسی با محاسبه دقیق تالاری ساخته بودند که هر 6 جهت آن تالار تماماً از آهنربا بود و بت نیز از آهن؛ بنابراین از هر سمت نیروی جاذبه معینی به بت آهنی وارد می‌شد و در نتیجه از نظر جاذبه و کشش در تعادل بود. با تخریب قسمتی از دیوار تالار تعادل به هم خورد و بت سقوط کرد.

- در مجلسی رییس هیئت ترکان ولگا که به دیدار سلطان محمود آمده بود در مورد عجایبی که دیده و شنیده بود سخن می‌گفت. او می‌گفت که بازرگانان ما که به قطب شمال رفته‌اند با پدیده جالبی روبرو شده‌اند. آن‌ها می‌گویند در قطب شمال گاهی خورشید تا چند روز غروب نمی‌کند و از شب خبری نیست. سلطان محمود با عصبانیت گفت که این سخنان کفرآمیز است و شما حق ندارید در حضور من این سخنان را بگویید. در این مجلس ابونصر مشکان و ابوریحان بودند که به سلطان فهماندند که این ادعا درست است.

- ابوریحان دستگاهی را که زمان برگزاری نماز را معین می‌کرد نزد یکی از سران مذهبی برد و نحوه کار آن را توضیح داد. او گفت که روی این دستگاه نام ماه‌های رومی نوشته‌شده و جایز نیست مسلمانان از آن استفاده کنند زیرا تشبه به کفار است. ابوریحان پاسخ داد رومیان غذا می‌خورند پس غذا خوردن نیز تشبه به کفار است و تو به آن‌ها شبیه مشو و غذا مخور.

- ابوریحان در پاسخ به شخصی که او و پدرانش را ستوده بود گفت: آگاه باش که با این کار چهره ادب را آلوده کردی. ای سراینده ساده‌لوح، تو خاندان مرا به عظمت و بزرگی یادکرده‌ای و درحالی‌که خود من اطلاع چندانی از نیاکانم ندارم تا چه رسد به تو که هیچ اطلاع و آگاهی نسبت به آن‌ها نداری.

ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر

برای ویرایش مطلب ورود یا ثبت نام را انتخاب کنید.

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه شخصیت نگار میباشد.

تمام حقوق مادی و معنوی پایگاه، برای " شخصیت نگار " محفوظ است.

منبع: shakhsiatnegar.com

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :