خانه > مجموعه آثار متقدمین >مجموعه آثار شیخ بهایی

مجموعه آثار شیخ بهایی

چاپ

نمایش در اندازه واقعی

متن 24 جلد از آثار شيخ بهایی(قدس سره) در موضوعاتي چون عقايد، تفسير، فقه، اصول، رجال، ادعيه و زيارات، زندگي نامه، شخصيت شناسي، کتاب شناسي و 200 قطعه فیلم و تصویر مرتبط با شيخ بهایی(قدس سره)

شما باید مقدار 1 عدد را به عنوان حداقل تعداد برای خرید این محصول بیافزایید.

وضعیت:

0 قلم موجودی قلم موجودی

اخطار: آخرین موجودی فعلی!

محتواي نرم افزار

متن کامل 19 جلد کتاب در 24 جلد از آثار شيخ بهایی(قدس سره) در موضوعاتي چون عقايد، تفسير، فقه، اصول، رجال، ادعيه و زيارات

زندگي نامه، شخصيت شناسي و کتاب شناسي شيخ بهایی(قدس سره)

ارائه بیش از 200 قطعه فیلم و تصویر مرتبط با شیخ بهایی (قدس سره)

قابليت جستجوي ساده و پيشرفته در متن و فهرست کتب

جستجوي موضوعي در بيش از 5500 عنوان باب به وسيله فهرست گزينشي

مقايسه متون کتب برنامه با يکديگر

متن کامل و ترجمه قرآن کريم با امکانات جستجو در آيات

متن 10 دوره لغت نامه فارسي و عربي در 62 جلد با قابليت جستجو

قابليت هاي پژوهشي، يادداشت برداري، ذخيره، ويرايش و چاپ متن

منبع: noorshop.ir

سه شنبه, 25 فروردين, 1394

خانه - مقالات - ادبیات و شعرا - گذری بر زندگی شیخ بهایی

گذری بر زندگی شیخ بهایی

امتیاز کاربر:

مقالات - ادبیات و شعرا

پنجشنبه 02 ارديبهشت 1389 ساعت 14:38

"جبل العامل" دیروز، لبنان امروز، از سرزمین های معروف شیعه است که بزرگ عالمان، بزرگ مجاهدانی سترگ، از آن دیار برخاسته اند. شیعیان جبل العامل نقشی عظیم در گسترش تفکرات اسلامی در سراسر جهان به ویژه سرزمین ایران داشته اند. می گویند، ابوذر غفاری صحابی معروف و انقلابی پیامبر اکرم (ص)، نخستین کسی است که در روزگار تبعید خویش به شام، بذر تشیع را در دیار لبنان پاشید و زمینه محبّت و علاقه به امام علی (ع) و خاندان نبوت را در عصر حکومت معاویه، در بخشی وسیع از تبعید گاه خویش، فراهم نمود.

تلاش های ابوذر سرانجام در خطّه جبل عامل، به ثمر نشست و گروه کثیری از مسلمانان را با اندیشه های اصیل اسلامی آشنا کرد. در پرتو نورافشانی های ابوذر، منطقه لبنان و بخشی از سوریه و فلسطین و اردن از پایگاه های مستحکم پاسداران اندیشه علوی و حامیان شیعه و طرفداران اهل بیت پیامبر(ص) شد و این موضوع در طول تاریخ ادامه یافت. "بعلبک"، یکی از کهن ترین شهرهای سرزمین لبنان است و "جبع" روستایی کوچک، که به علت ظهور مردانی بزرگ در آن، شهرت فراوان دارد.

قهرمان عالم شیعه، در این روستا پای به جهان گذاشت، زمان تولد او، روز چهارشنبه بود، سوم ماه ذیحجه؛ آن روز خورشید آسمان بعلبک، اشعّه ی پرفروغ خویش را اندک اندک جمع می کرد. نهصد و پنجاه و سه سال از هجرت پیام آور بزرگ اسلام می گذشت، روستای جبع شاهد شور و شادی فراوان در خانه یکی از اهالی بود. خانه "عزالدّین حسین"غرق سرور و خوشحالی و آمد و شد بود. خویشان و بستگان برای دیدن نوزاد و گفتن تبریک به خانه این عالم با اخلاص و بزرگوار آمدند، پدر از تولد فرزند و سلامتی وی خوشحال بود و خدا را سپاس می گفت.

کودکی که آن روز در روستای جبع به دنیا آمد بعدها نقشی بزرگ در تاریخ مشرق زمین ایفا کرد. کودکی که از آغاز، آینده درخشان، از سیمای تابناک و زیبایش پیدا بود. پدر، به خاطر علاقه فراوانی که به پیامبر خدا حضرت محمّد (ص) داشت نام نوزاد را محمّد گذاشت. گویا با انتخاب این نام، رسالتی سنگین بر دوش کودک قرار گرفت، که باید آیین محمدی(ص) را در جهان گسترش بخشد، و راه و رسم پیامبر اسلام را در جامعه زنده کند. محمّد روزگار کودکی را در دامان مادری مهربان و پارسا و پدری با ایمان و پر تلاش سپری کرد و با آداب مسلمانی و قرائت قرآن و احادیث پیامبر و امامان شیعه آشنا شد، و علاقه به پیامبران و پیشوایان اسلام در اعماق وجودش ریشه دوانید. او با صفای کودکی، نماز و دیگر وظایف دینی را انجام می داد، اما آینده ای تاریخ ساز در انتظار گام های بلند این کودک بود...

هجرت به ایران

محمّد در سن هفت سالگی همراه پدر از جبل عامل، راهی ایران شد، و به شهر قزوین که آن روزها، یکی از پایگاه های اصلی شیعه و مرکز حکومت شاه طهماسب صفوی بود، وارد گردید.

عزالدین حسین ترجیح داد سفر به ایران را همراه فرزند نوجوانش "محمّد" که هنوز هفت بهار را سپری نکرده بود و در آغاز تحصیل بود، برگزیند و رهسپار شود.

هجرت محمّد و پدرش به دنبال دعوت عالم بزرگ "شیخ علی منشار عاملی" انجام گرفت. هنگام ورود به قزوین، به خانه همین عالم بزرگ وارد شدند و بدین گونه خاطرات دوستی دیرین در سرزمینی تازه و حال و هوای آزادی، تجدید شد و روابط محکمتری بین این دو فقیه فرزانه پدید آمد.

قصه ای از نیاکان

محمّد خود، بعدها برای یکی از شاگردان مبرز و برجسته اش به نام ملا محمّد تقی مجلسی گوشه ای از زندگی پدران خود را بازگو می کند:

پدران من در جبل العامل "لبنان" اهل زهد وعبادت بودند و ما وابستگی های کنونی را نداشتیم، از فروغ معنوی و مقامات قدسی و کرامت های خدا بهره می بردیم. در یک روز برفی که چهره آسمان و زمین سپید بود و سرمای سختی همه جا را فرا گرفته بود، پدر بزرگم "شمس الدین" چیزی برای خوردن در خانه نیافت، صدای بچه ها از گرسنگی بلند بود و چشمانشان فرو رفته، در و دیوار خانه رنگ فقر و بدبختی داشت، بچه ها از مادر غذا می خواستند و آه در بساط نبود.

سرانجام مادربزرگم برای تسکین خاطر بچه ها از برف، تعدادی نان برفی درست کرد و به سوی تنور روانه شد، تنور به راستی تفته بود و داغ، و مادربزرگ نان های برفی را مثل خمیر واقعی به تنور چسبانید و گفت هم اکنون برای شما نان می پزم. مادربزرگ نان های برفی را بر تنور می زد و دست های پدربزرگ به آسمان بلند بود، قطره های اشک گونه های نورانی وی را آبیاری می کرد، لحظه ای چند نگذشته بود که نان از تنور در آمد، نان واقعی، نان گندم مثل نان های معمولی؛ سفره چیده شد و ما بچه های گرسنه دور سفره را گرفتیم. پدربزرگ سر بر زمین گذاشت و در حال سجده، خدا را سپاس گفت و سپس کنار سفره نشست، در حالی که هنوز دست دعایش بر آسمان بلند بود و نگاه تشکر آمیزش به سقف اتاق دوخته شده بود.

محمد بارها به این جریان می اندیشید که چگونه نیاکانش از برف، نان می پختند و از غیب کمک می گرفتند و گاه با افسوس از آن مقام معنوی یاد می کرد. و شعر حافظ را به خاطر می آورد و زمزمه می کرد:

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم

محمد در دوران جوانی

محمد از کودکی کار تحصیل و یاد گیری علوم گوناگون را جدّی گرفت و عاشقانه در پی فرا گیری دین و دانش و هنر رفت. زندگی در خانه پدری دانشمند، معاشرت با عالمان و دانشوران زمان، تلاش و کوشش، محبت و علاقه فراوان به امامان معصوم(ع) و خاندان پیامبر(ص)، زمینه مساعدی را برای پیشرفت وی آماده کرده بود. او علاوه بر یادگیری دانش های معمول و مرسوم زمان، در کسب علوم سرّی و غریبه هم کوشا بود و همین تلاش ها و اخلاص ها سرانجام از او عالمی بزرگ و فقیهی فرزانه ساخت که به "شیخ بهاءالدین" معروف شد.

شیخ بهاءالدین که اینک در سنین ازدواج بود، بی جهت ازدواج را به تاخیر نینداخت؛ او در انتخاب همسر دقت فراوان نشان داد. بر خلاف بسیاری از جوانان که در انتخاب همسر دقت لازم ندارند و تنها به زیبایی دختر و ثروت پدر، و یا دارا بودن مدارج بالای تحصیلی دل خوش می کنند، شیخ بهاء الدین به پیشنهاد پدرش با یک خانواده کاملاً مذهبی وصلت کرد و با یک دختر بسیار دانشور و پارسا و متعهد که با وظایف دینی به خوبی آشنا و در راه آن بسیار کوشا بود، ازدواج کرد.

همسر شیخ بهاء الدین، دختر عالم بزرگوار شیخ زین الدین علی منشار عاملی بود، همان عالم بزرگواری که هجرت به ایران با درخواست او انجام شد و هنگام ورود به قزوین، شیخ بهاء الدین و خانواده اش در خانه وی مسکن گزیدند.

دختر "زین الدین علی"، الگوی اخلاق اسلامی، تقوا، حجاب، دانش، تجسّم دینداری و دانشوری بود و نور علم و ایمان آینده ای درخشان در برابر دیدگانش قرار می داد. شیخ بهاء الدین، که در جستجوی همسری پاک و پارسا بود سرانجام با پیشنهاد خانواده اش که از قدیم این خانواده را می شناختند، با این دختر نیک سیرت ازدواج کرد.

تاریخ نویسان می گویند: همسر شیخ بهاء الدین زنی پارسا، دانشمند، حدیث شناس، فقیه، محقق و مدرس بوده است. در آن روزگار که بسیاری از زنان - بلکه اکثریت مردان- از سواد خواندن و نوشتن محروم بودند و یا تحصیل علم و دانش را برای زن لازم نمی شمردند، همسر شیخ بهاء الدین، استادی بلند پایه بود. با ازدواج شیخ بهاء الدین و همسر دانشورش، پیوند دوستی دیرین به یک ازدواج مقدس انجامید و دو جوان متعهد و دانشمند لبنانی در سرزمین ایران کانونی مقدس را پایه گذاری کردند و خدمات فراوان به ایران و جهان اسلام تقدیم داشتند.

محمّد و فراگیری زبان فارسی

محمد از لبنان به ایران آمده بود و زبان مادری اش عربی بود، امّا از همان دوران نوجوانی علاقه وافری به یادگیری زبان فارسی نشان داد و سرانجام با مکالمه، ترجمه و نگارش به زبان فارسی به خوبی آشنا شد، آشنایی وی با این زبان شیرین، در حد گفتگوی روزانه و یا نوشتن مطالب ساده نبود. او در سرودن اشعار زیبای فارسی مخصوصاً به سبک معروف عراقی، توانائی نشان می داد. اشعار شیخ بهایی در غزل و رباعی رنگی از شعر حافظ داشت و در سبک مثنوی به اشعار جلال الدین رومی معروف به مولانا شبیه بود.

مجموعه اشعار فارسی و عربی شیخ بهاء الدین را، "محمدرضا حرّ عاملی" فرزند شیخ حرّ عاملی گرد آوری کرده و دیوانی گرانبها پدید آورده است.

اشعار فارسی وی به همراه دیگر آثار فارسی شیخ بهائی که شامل:

غزلیّات، مثنویات، "نان و حلوا"، "شیر و شکر"، "نان و پنیر"، و رباعیّات و اشعار متفرقه و قصّه های شیرین، پند اهل دانش و هوش به زبان "گربه و موش" است، توسط سعید نفیسی گرد آوری شده و به همراه یک مقدمه مفصّل، توسط انتشارات چکامه، در سال 1361 هجری شمسی در تهران منتشر شده است.

شیخ بهایی در اشعار، نام بهایی را برای خود برگزید و از این رو به شیخ بهایی شهرت یافته است.

او همچون دیگر عالمان اسلام به دعا و نیایش توجه فراوان داشت. خود وی اهل دعا بود و دعا را سلاح پیامبر می دانست. او در موارد گوناگون با زبان نظم و نثر دست دعا و تمنا به پیشگاه خدای بی همتا برداشته و نیازهای شخصی و جمعی را از خدای سبحان طلب نموده است. اشعار شیخ بهاء الدین روح نیایشگر و خاشع او را در برابر پروردگار جهان نشان می دهد.

شیخ بهایی معنای عمیق دعا را به خوبی احساس می کرد و هنگام دعا با تمام روح از خدا می خواست و نیازهای خود و امت اسلام را مطرح می کرد. او سعی فراوان داشت که مردم مسلمان با معنای ادعیه آشنا شوند، و برای آشنا ساختن مردم با معارف بلند دعاها، سه کتاب ارزشمند نوشته است:

1- شرح دعای صباح.

2- شرح دعای هلال.

3- مفتاح الفلاح.

شیخ بهایی در کتاب اول، دعای معروف "صباح" را که از حضرت علی علیه السلام نقل شده توضیح داده است. این دعا که مطالب عرفانی فراوان دارد در کتاب معروف مفاتیح الجنان آمده است. کتاب دوم، در مورد دعای هلال ( یکی از دعاهای زیبا و پر معنی صحیفه سجادیه) است. شیخ در این کتاب، دعا را از امام زین العابدین علیه السلام نقل و تفسیر کرده است.

کتاب مفتاح الفلاح، یعنی "کلید رستگاری" درباره اعمال و آدابی که در شبانه روز مستحب می باشد نوشته شده است. رهنمود های شیخ بهایی درباره خودسازی و عبادت در این کتاب آمده و متن عربی آن توسط یکی از شاگردانش به زبان فارسی ترجمه شده است.

شیخ بهایی و تفسیر قرآن

قرآن مجید، چشمه جوشان علوم اسلامی است و شیخ از کودکی با این چشمه شیرین و گوارا آشنایی داشت. او آب گوارای وحی را فراوان نوشیده و علم تفسیر قرآن را به خوبی آموخته بود. او دانش تفسیر را در سینه محدود نکرد و با خود به گور نبرد. بلکه از راه تدریس و نگارش به نشر و گسترش دانش تفسیر، کمک فراوان کرد.

برخی از کتب تفسیری و قرآنی این عالم ربّانی - که اکثراً به زبان عربی است- به شرح ذیل می باشد:

1- عروة الوثقی- که تفسیر سوره حمد است.

2- عین الحیاة- این کتاب، تفسیری است فشرده که شباهت زیادی به تفسیر صافی "ملامحسن فیض کاشانی" دارد.

3- شرح تفسیر بیضاوی.

4- حاشیه بر تفسیر بیضاوی.

5- حل حروف القرآن.

6- حواشی تفسیر کشاف.

7- مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین.

وی در این کتاب، آیات قرآنی مربوط به احکام شرعی را آورده و آن را تفسیر کرده است و در زمینه موضوع آیه، احادیث صحیح را نقل نموده است؛ ولی دریغا که این اثر فقهی قرآنی ناتمام مانده است.

شیخ بهایی و علم حدیث

"حدیث" دومین سرچشمه علوم اسلامی و دریچه ای است که انسان را با دانش بیکران الهی پیوند می دهد. علم حدیث، گفتار پیشوایان معصوم و کردار و تاییدهای آنان را بازگو می کند و بسیاری از حقایق و وظایف را روشن می سازد. احادیث معتبر معصومین (ع) گنجینه ای است که فقر فرهنگی بشریّت را برطرف می سازد، "حدیث" مشعلی پر نور است که در تاریکی جهل و حیرت، راه هدایت و بهزیستی را نشان می دهد. از این رو عالمان بزرگوار اسلام در حفظ، نقل، ترجمه، شرح، تبویب و فصل بندی، تدوین معجم و راهنما، چاپ و نشر، خطاطی، تدریس و فهم متون حدیث و شناخت راویان آن زحمات فراوان کشیده اند.

شیخ بهاء الدین، از این دانش اطلاعاتی گسترده داشت و در نشر و آموزش حدیث، و دفاع از افکار و اندیشه های معصومین علیهم السلام کوشا بود. آشنایی با نام کتاب های حدیثی این فقیه فرزانه و حدیث شناس بزرگ، برای علاقه مندان و دوستداران شیخ بهایی، مفید است. اینک فهرست کتاب های حدیثی او:

1- حبل المتین- شیخ در این کتاب روایات معتبر را درباره احکام دینی گردآوری کرده و توضیح لازم را ارائه داده است. مجموع احادیث این کتاب هزار و چند حدیث است.(1)

2- شرح من لا یحضره الفقیه- این کتاب شرح یکی از کتاب های چهارگانه حدیثی شیعه است که توسط مردی دیگر از قبیله ابرار، یعنی شیخ صدوق، حدیث شناس مشهور قرن چهارم نوشته شده است.

3- حاشیه من لا یحضره الفقیه- این کتاب یاد داشت های فشرده و موردی شیخ بهاء الدین درباره برخی احادیث شریف کتاب صدوق است.

4- اربعین حدیث.

اربعین به معنای "چهل" است، در روایات اسلامی آمده، که هر کس چهل حدیث حفظ کند، خداوند روز قیامت او را دین شناس و عالم محشور خواهد کرد. شیخ بهایی با آرزوی این که این مقام بلند معنوی را به دست آورد در این کتاب، چهل حدیث جالب انتخاب کرده و آن را به طور کامل شرح داده است. توضیحات این حدیث شناس بزرگ در مورد معنی روایات، و شرح لغات مشکل و جمع بندی احادیث بسیار ارزشمند است. یک نسخه از این کتاب که به خط شیخ بهایی است وقف آستان قدس رضوی شده و هنوز در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.(2)

5- حدائق الصّالحین- این کتاب، تفسیری بر "صحیفه سجادیه" کتاب دعای معروف امام سجاد(ع) است. بخشی از همین کتاب به نام حدیقة الهلالیه یا شرح دعای هلال شهرت یافته است.

6- ترجمه رساله امامیه - این کتاب ترجمه فارسی نامه حضرت رضا(ع) به مامون عباسی است که خود یک حدیث طولانی و عمیق محسوب می شود.

7- شرح اربعین . این کتاب را یکی از شاگردان شیخ بهایی به نام "ابن خاتون" به فارسی ترجمه کرده و آن را با نام ترجمه قطب شاهی منتشر نموده است. "محمد بن علی" معروف به ابن خاتون در ماه مبارک رمضان 1029 هجری قمری، اجازه نقل این کتاب را از شیخ بهاء الدین گرفته است. این ترجمه برای یکی از سلاطین هندوستان به نام قطب شاه انجام شده است.

شیخ بهایی و علم فقه

"علم فقه"، از حلال و حرام سخن می گوید. کارهای واجب، حرام، مستحب، مکروه و جایز را مشخص می کند. این علم، یکی از لازم ترین دانش ها برای جامعه اسلامی است، زیرا برنامه زندگی فردی و اجتماعی بشر را در همه ابعاد معین می کند. همه مسلمانان باید مسائل ساده شرعی را به اندازه نیاز، بیاموزند و بدانند چه کاری واجب است و چه کاری حرام؛ امّا فقه استدلالی را فقط عالمان بزرگ فرا می گیرند و در این رشته تخصص پیدا می کنند.

یکی از وظایف عالمان دین، آموزش احکام فقهی به زبان روان و ساده به عموم مردم است و از طرفی پرورش دانشورانی که علاوه بر اندیشه ها و اخلاق اسلامی، فقه استدلالی را به خوبی بدانند و مجتهد باشند. شیخ بهاءالدین، خود فقیهی بزرگ بود و برای رشد اطلاعات دینی و فرهنگ مذهبی مردم کوشش های فراوان داشت. او به منظور گسترش علم فقه، 19 کتاب و رساله در سطوح مختلف به رشته تحریر در آورده که به شرح ذیل می باشند:

1- جامع عباسی - این کتاب در بیست بخش توسط شیخ، طرح ریزی شده و 5 بخش آن را خود وی نوشته است. امّا موفق به اتمام کتاب نگردیده و یکی از شاگردان او به نام "نظام الدین ساوجی" بقیه بخش ها را تکمیل کرده است. "جامع عباسی" یکی از قدیمی ترین و جامع ترین رساله های فقهی فارسی است که به درخواست شاه عباس کبیر و برای فارسی زبانان تالیف شده است.

2- حبل المتین - این کتاب در علم حدیث و فقه است. دو باب طهارت و نماز آن کامل شده و شیخ بهایی این کتاب را در صبح جمعه 18 شوال 1007هجری قمری، پس از فراغت از تعقیب نماز صبح در مشهد مقدس به اتمام رسانده است.(3)

3- رسالة فی الفقه - الصلاة - این کتاب را شیخ درباره مسائل فقهی نماز نوشته است و نسخه اصلی آن در مجموعه ای نزد مرحوم سید محمّد مشکوة بیرجندی بوده که همراه با دیگر کتاب های وی به کتابخانه دانشگاه تهران اهداء شده است.

4- حاشیه بر کتاب مختلف الشیعه – "علامه حلی" کتاب مختلف الشیعه را نوشته و شیخ بهایی نظرات فقهی خود را درباره مسائل این کتاب بیان کرده است.

5- حاشیه بر قواعد الکلّیه شهید اوّل.

( القواعد الکلّیة الاصولیّة والفرعیة) از آثار علمی و تالیف شهید اوّل است، این کتاب محور مباحث اصولی و فقهی بسیاری از عالمان شیعه بوده و شروح و حواشی متعدد بر آن نوشته شده است. شیخ بهاء الدین دیدگاه های فقهی خود را در مورد مسائل این کتاب، در رساله ای گرد آورده است که مطالعه آن برای پژوهشگران فقه استدلالی مفید خواهد بود.(4)

6- رساله احکام سجود تلاوت .

این کتاب درباره موارد و چگونگی سجده هنگام قرائت یا شنیدن آیات دارای سجده، نوشته شده است.

7- رساله استحباب و وجوب سوره .

این کتاب درباره این مساله که - در نماز پس از خواندن سوره حمد - آیا قرائت سوره دیگری واجب است یا مستحب، نوشته شده است.

8- اثناعشریات - این کتاب حاوی پنج تحقیق فقهی درباره طهارت، نماز، روزه، زکات و حج است که شیخ بهایی بر بخش "حج" این کتاب شرحی نوشته و یکی از دانشمندان معاصر به نام حسین بن موسی اردبیلی، ساکن استرآباد ( گرگان قدیم) مشغول نگارش شرحی بر قسمت روزه این کتاب بود که خبر در گذشت شیخ را شنید.(5)

9- رساله ای درباره لباس هایی که نماز خواندن با آن صحیح نیست.

این کتاب همراه با 29 رساله عقیدتی و فقهی در سال 1402 هجری قمری توسط انتشارات مفید قم چاپ شده است، شیخ بهایی این رساله را در روز جمعه پنجم ماه ربیع الاول در شهر قرمسین ( کرمانشاه کنونی) نوشته است.

10- شرح رساله ای درباره روزه.

11- رساله ای درباره قبله شناسی .

12- رساله ای درباره واجبات نمازهای روزانه.

13- رساله ای درباره ارث.

14- رساله ای درباره نماز مسافر.

15- رساله ای درباره صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت.

16- رساله ای درباره حیوانی که توسط اقلیت های مذهبی (اهل کتاب) ذبح شود.

17- رساله ای درباره آب کُر ( آبی که از برخورد با اشیاء نجس، نجس نمی شود).

18- رساله ای در تحقیق جهت قبله.

شیخ بهاء الدین این کتاب را درباره مباحث قبله شناسی و علائم و راه های تشخیص قبله تالیف کرده است، نسخه ای خطی از این کتاب در کتابخانه دانشگاه تهران با شماره 1626 وجود دارد.

19- مشرق الشمسین و اکسیرالسعادتین .

این کتاب به قصد نگارش یک دوره فقه قرآنی شروع شده است ولی فقط بخش طهارت آن پایان یافته؛ تالیف این کتاب به درخواست گروهی از اهالی شهر مقدس قم بوده است.(6)

خوانندگان گرامی! توجه دارید که قهرمان کتاب فقط در قلمرو دانش فقه، نوزده کتاب ارزشمند نوشته است. گر چه حجم برخی کتاب ها و رساله ها اندک است. امّا هیچگاه در ارزیابی کتاب ها، تعداد صفحه را نباید میزان قرار داد. بلکه محتوای کتاب و نقشی که در افکار جامعه ایفا می کند و هدف مقدسی که ورای نیات و قلوب نهفته است اهمیت دارد. گاه یک جزوه، یک مقاله چند صفحه ای حقایق و مطالب فراوان دارد که در کتاب های چند جلدی از آن خبری نیست.

یکی از ویژگی های "شیخ بهایی" فشرده نویسی و پرهیز از فضل فروشی و خودنمایی است، از این رو بسیاری از کتاب های وی مختصر و در عین حال عمیق و پر معنی است.

کتاب های "صمدیه" در قواعد زبان عربی، "وجیزه" در علم رجال، "خلاصة الحساب"، "زبدة الاصول" در علم اصول فقه و "توضیح المقاصد" در وقایع و وظایف ایّام سال، گواه روشنی بر این حقیقت است.

شیخ بهایی و هنر

دانش و هنر دو گوهر گرانبها هستند که با هم پیوند نزدیک دارند.

دانش بیشتر رنگ تئوری و اندیشه دارد، و هنر رنگ کار و عمل. ایمان و عرفان ضلع سوّم این دو، بلکه قلب حیات بخش و هدایتگر آن است؛ ایمان استوار و عرفان الهی، این دو ابزار کارآمد را به کار می گیرد.

و شیخ بهاء الدین، دانش و هنر را به خدمت آرمان های مکتبی و ایمان مذهبی گرفته بود و به راستی او نمونه تخصص مکتبی و هنر متعهد بود.

گرچه برترین هنر، فتح قله های بلند "عرفان" و "زهد" و "جهاد" و "آزادی" است که شیخ با فتح آن نیاز به هنرنمائی دیگر نداشت. امّا توان و تلاش این فقیه فرزانه و زاهد سیاستمدار در استفاده از روش ها و ابزارهای گسترش اندیشه های اسلامی، شایان الگو گرفتن است.

شیخ در داستان نویسی،

شعر،

خوشنویسی، و برخی دیگر از هنرها مهارت داشت.

او شعر و شاعری را به دو زبان عربی و فارسی دنبال می کرد و مثنوی های اخلاقی و عرفانی "نان و پنیر"، "نان و حلوا" و "شیر و شکر" را پدید آورد.

هنر معماری شیخ یادگارهای زیادی دارد که در تاریخ اصفهان و ایران، بلکه جهان، پرآوازه است.

حمام معروف شیخ بهایی، کاریز نجف آباد اصفهان، قنات زرین کمر، تعیین سمت قبله مسجد شاه اصفهان، تقسیم آب زاینده رود و دهها کار دیگر، آوازه هنری شیخ را در جهان گسترده است.

هنر داستان نویسی شیخ در کتاب شیرین "پند اهل دانش و هوش" به زبان "گربه و موش" جلوه کرده است. این کتاب را می توان از نمونه های آموزنده داستان از زبان حیوانات حساب کرد و شاید یکی از منابع الهام سازندگان فیلم های کارتونی "مدرسه موشها" و امثال آن بوده است.

شیخ بهایی در کتاب معروف به "گربه و موش" نظریات اجتماعی- اخلاقی مفیدی را به زبان حیوانات بیان کرده است، او در یک فصل موش را "نفس امّاره" و هوس های بی حد و مرز انسان گرفته و گربه را در نقش "نیروی تخیل" و خیال پرداز به کار گرفته است.

در فصلی دیگر، شیخ از سطح مسائل اخلاق فردی فراتر رفته و موش را الگوی صوفی منشی و درویش مآبی حاکم بر قرن 11 و گربه را مظهر جستجوگران علم و دانش شناخته است و از مناظرات این صوفی "موش منشی" و دانش پژوه "گربه رفتار" نصایح سودمندی خلق کرده است.

شیخ بهایی و زبان آموزی

شیخ بدون تردید به سه زبان مهم و رایج عصر خویش، مسلط بوده و عربی و فارسی و ترکی را به خوبی می فهمیده و بدان گفتگو می کرده و در مورد عربی و فارسی آثار فراوان دارد. در زمینه زبان ترکی، سفرهای طولانی او به آذربایجان شوروی و ایران - در لباس درویشی در مناطق تحت نفوذ دولت عثمانی- این موضوع را ثابت می کند، به علاوه شعرهایی به زبان ترکی در "کشکول" آورده است که این مهارت وی را آشکار می سازد.(7)

شیخ بهایی و ریاضیّات

ریاضی یکی از رشته های مهم علوم و اطلاعات بشری است و شامل حساب ساده و استدلالی، هندسه و جبر می شود. دانش ریاضی همیشه در زندگی بشر کاربرد فراوان داشته است.

شیخ بهایی از کودکی این دانش را آموخت و خود به تالیف کتاب هایی در این زمینه پرداخت . در اینجا با نام پنج کتاب ریاضی وی آشنا می شویم:

1- خلاصة الحساب .

این کتاب یکی از عمیق ترین و فشرده ترین کتاب های ریاضی است که شیخ بهایی به رشته تحریر درآورده و شامل یک دوره ریاضیّات در سطح متوسط است و حدود سه قرن به عنوان متن آموزشی حوزه های علوم دینی در نجف، اصفهان، مشهد، قم و برخی دیگر از مراکز علمی کشورهای اسلامی مورد استفاده بوده و دهها شرح و حاشیه بر آن نوشته شده است.

2- بحرالحساب .

صاحب کتاب"امل الآمل" نامی از این کتاب برده و شیخ بهایی در مواردی از خلاصة الحساب به کتاب بحرالحساب ارجاع داده است، ولی گویا نسخه ای از این کتاب در عصر خود وی برداشته نشده است.(8)

3- جبر و مقابله .

شیخ در این کتاب مباحث فراوان جبر را مورد بررسی قرار داده و یک نسخه از این کتاب نزد مرحوم سعید نفیسی موجود بوده است.

4- حاشیه بر خلاصة الحساب .

شیخ توضیحات لازم را که بعد متوجه شده است به صورت"حاشیه" بر کتاب خلاصة الحساب نوشته است. نام این کتاب در فهرست کتابخانه عمومی معارف آمده است.

5- رساله حساب فارسی .

شیخ این کتاب را به منظور آموزش حساب به عموم نوشته و اطلاعات فشرده ای از این دانش گرد آورده است.

شیخ بهایی و دانش هیات

علم هیات از فضا، کرات آسمانی و ثوابت و سیارات گفتگو می کند؛ از حرکت پدیده های آسمانی و انواع حرکت و سمت حرکت این اجرام سخن می گوید. شیخ بهایی از این علم اطلاع فراوان داشته و بیش از چهارده کتاب و جزوه درباره این دانش نوشته که به شرح ذیل است:

1- صحیفه اسطرلاب که به کتاب اسطرلاب عربی مشهور است.

2- ملخص فی الهیئة - این کتاب فشرده ای از علم هیات را در بردارد.

3- رساله تضاریس الارض.(9)

4- رساله در کرویت زمین.(10)

مساله کروی بودن زمین را شیخ بهایی در حدود چهارصد سال قبل در این کتاب عنوان کرده است.

5- رساله در مقایسه قطر زمین با بزرگترین کوهها.

در این کتاب قطر زمین با بزرگترین کوهها مقایسه و محاسبه شده است.

6- شرح، شرح چغمینی - این کتاب توضیح یک متن درسی معروف درباره علم هیات است.

7- تشریح الافلاک.

8- حواشی تشریح الافلاک.

9- شرح، شرح رومی - توضیحی مفید درباره یک کتاب درسی هیات و اختر شناسی است.

10- رساله در تحقیق سمت قبله - دیدگاه شیخ در مورد مسائل قبله شناسی را مطرح می کند.

11- رساله اعمال اسطرلاب - نسخه ای از این کتاب نزد مرحوم سعید نفیسی بوده است.

12- رساله ای در حل اشکال عطارد و ماه.

13- رساله ای درباره این که نور کواکب از نور خورشید است.

14- تحفه حاتمیه که رساله اسطرلاب فارسی نامیده می شود.

این رساله هفتاد باب است که شیخ بهایی آن را به تقاضای وزیر نواب اعتماد الدوله، حاتم بک اردوبادی نوشته، (در ایّامی که این وزیر نزد شیخ، علم اسطرلاب فرا می گرفته است).(11)

مجموع آثار قلمی شیخ بهایی را تا مرز یکصد کتاب و رساله دانسته اند و صاحب "معجم مولفی الشیعه" نود و نه اثر علمی، ادبی وی را نام برده است. برخی از این کتب مثل کشکول و مخلات، گلچینی از دانش های گوناگون یا یادداشت هایی است که استاد فرصت تنظیم نهایی آن را نیافته و یا لازم ندیده مطالب را به صورت موضوعی و در ارتباط با هم تدوین نماید.

شیخ بهایی در این دو کتاب هر چه را زیبا و جالب دیده، از مطالب تاریخی، نکات علمی، و ادبی و معمّا و چیستان و شعر و غیره، بدون نظم و موضوع بندی نگاشته و از خطر نابودی توسط حوادث روزگار، رهایی بخشیده است.

استادان شیخ بهایی

معلم و استاد، در زندگی هر کس نقشی سرنوشت ساز دارد. چه بسیار دانش آموزان و دانشجویان و طلابی که در پرتو هدایت استادی گرانقدر و معلمی دلسوز و دبیری دانشمند، آفاق بلند پیشرفت و نیکبختی را فتح کرده و خدماتی بزرگ انجام داده اند؛ و عکس این ماجرا نیز فراوان است.

شیخ بهایی در پیشرفت علمی و اخلاقی از محضر معلمانی بزرگ بهره ها برد و از مجلس درس عالمانی پاک و پرتلاش، توشه ها بر گرفت.

نخستین استاد شیخ، پدرش "عزالدّین حسین" است. او که خود فقیهی بزرگوار و متعهد و مبارز بود نسبت به تربیت فرزندان خویش کوشش فراوان داشت؛ از کودکی فرزند را به تحصیل دانش و کسب اخلاق الهی و معنوی و رعایت دستورهای زندگی ساز دین تشویق می کرد و مدتها خود وی مسوولیت تدریس برای فرزند را بر عهده داشت. قرابت و بستگی این پدر و پسر، تنها خویشاوندی نژادی و نسبی نبود، بلکه "شیخ بهاءالدین" پدر را به عنوان استاد و راهنما و هادی خویش می شناخت. او پدر را دریایی از دانش و اخلاق و فقاهت می دانست و علاوه بر احترام پدری، به وی به دیده استاد و فقیه و راهنمای معنوی جامعه بزرگ اسلامی می نگریست.

- ملا عبدالله مدرس یزدی

"ملاعبدالله" یکی دیگر از اساتید شیخ بهایی است. شیخ از محضر وی علوم عقلی را فرا گرفت؛ منطق و فلسفه و کلام، بهره ای بود که شیخ از درس ملاعبدالله آموخت.

- ملا علی مذهّب

استاد دیگر شیخ بهایی "ملاعلی مذهّب" است. او در علوم ریاضی تخصص داشت و در زمینه حساب، هندسه، جبر و مقابله، هیات و نجوم کار کرده بود. شیخ بهایی علوم ریاضی را نزد این بزرگوار و دانشوری دیگر، همچون "مولانا افضل قاضی" فرا گرفت.

شیخ بهایی از دانش طب و پزشکی هم اطلاعات خوبی داشت.

او "قانون" بوعلی سینا را که - یک کتاب پزشکی معروف و قدیمی است - نزد "حکیم الدین محمود" آموخت.(12)

شاگردان شیخ بهایی(13)

شیخ بهایی اقیانوسی عمیق بود که تشنگان فراوان از آب گوارا و شیرین دانش وی نوشیدند. گر چه او همچون ابر باران زا جهان اسلام را آبیاری می کرد و نور علم و ایمانش بر شرق و غرب جهان می تابید، امّا شاگردان زیادی از محضر وی بهره ها برده و در مجلس درسش شرکت می جستند و از اندیشه های والای او که درخشش خاصی داشت سود می بردند و روشنی می گرفتند.

نخبگان و فرزانگان دوران، خوشه چین خرمن پرفیض شیخ بهایی بودند:

1- ملا صدرای شیرازی

2- ملا محسن فیض کاشانی

3- فیاض لاهیجی

4- نظام الدین حسین ساوجی

5- سید حسین کرکی

منبع: kanoon-ansar.ir

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :